تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
ع و هم از ديگران ، و البته در اين باره مباحث فقهى و اخبارى ناظر به آن مباحث هست ، كه اگر كسى بخواهد از آن اطلاع يابد ، بايد به جوامع حديث و كتب فقهى مراجعه كند . و در تفسير عياشى از رفاعة از آن جناب روايت شده كه در ذيل آيه : * ( « فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ » ) * فرموده : پدرم بارها مىفرمود اين آيه نسخ شده است « 1 » . و در تفسير الدر المنثور است كه ابو داود و نحاس هر دو در كتاب ناسخ خود ، و ابن منذر از طريق عطا از ابن عباس روايت كرده كه گفت : آيه : * ( « وَمَنْ كانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ » ) * بوسيله آيه « إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً . . . » نسخ شده است « 2 » . مؤلف قدس سره : بايد گفت كه منسوخ شدن آيه با معيارها و موازين نسخ سازگار نيست زيرا در ميان آيات قرآن كريم ، آيه اى نيست كه نسبتش با اين آيه نسبت ناسخ با منسوخ باشد و مضمون آيه شريفه : « إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً . . . » با مضمون آيه مورد بحث « * ( فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ ) * » منافات ندارد تا بگوئيم ناسخ آن است ، زيرا خوردن مال يتيم در آيه مورد بحث ، مقيد به معروف و خوردنى كه خداپسندانه باشد شده است ، مثلا عنوان « اجرت در برابر حفظ مال » او را داشته باشد ، و در آيه اى كه مىگويند ناسخ است ، خوردن مال يتيم مقيد به قيد « ظلم » شده است ، و اينكه هيچ مجوزى براى خوردنش نداشته باشد ، و معلوم است كه بين آن « جواز اكل » و اين « منع اكل » منافاتى نيست ، پس حق مطلب اين است كه آيه مورد بحث نسخ نشده ، و دو روايت بالا علاوه بر اينكه ضعيف است ، به خاطر مخالفتى كه با كتاب دارد طرح مىشود . و در تفسير عياشى از عبد اللَّه بن مغيره از جعفر بن محمد ع روايت آورده كه در ذيل آيه : * ( « فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ » ) * فرموده‌اند اگر ديديد آل محمد را دوست مىدارند ايشان را به درجه اى بالا برده و بلند مرتبه اش گردانيد . مؤلف قدس سره : اين معنا از باب تطبيق مفاهيم باطن قرآن بر مصاديق است ، نه معناى تحت اللفظى آيه ، در حقيقت در اين روايت عموم مردم را ايتام آل محمد ، و آل محمد را پدران ايشان خوانده كه مىفرمايد : اگر مردم آل محمد را دوست بدارند اين گونه مردم را بيشتر احترام كنيد ، چون رشد يافته‌اند و بايد كه معارف را كه ارث پدران ايشان است به ايشان بدهيد ،
هامش
( 1 ) تفسير عياشى ج 9 ص 222 ح 33 . ( 2 ) الدر المنثور ج 2 ص 122 .