لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أتَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَيَسْفِكُ الدِّماءَ » « 1 » كه از آن بر مىآيد قبل از خلقت بنى نوع آدم دوره ديگرى بر انسانيت گذشته ، كه ما در تفسير همين آيه به اين معنا اشاره كرديم .
بله در بعضى از روايات وارده از ائمه اهل بيت عليهم السلام مطالبى آمده كه سابقه ادوار بسيارى از بشريت را قبل از دوره حاضر اثبات مىكند ، و ان شاء اللَّه به زودى در بحث روايى ، روايات نامبرده از نظر خوانندگان خواهد گذشت .
گفتارى پيرامون منتهى شدن نسل حاضر به آدم ع و همسرش
چه بسا گفته باشند كه اختلاف رنگ پوست بدن انسانها كه عمده آن سفيدى در نقاط معتدله از آسيا و اروپا و سياهى در ساكنان آفريقاى جنوبى ، و زردى در ساكنان چين و ژاپن ، و سرخى در هنود آمريكائيان مىباشد حكم مىكند به اينكه هر يك از اين نسلها به مبدئى منتهى شود كه غير از مبدأ آن ديگرى است ، چون اختلاف رنگها از اختلاف طبيعت خونها ناشى مىشود ، و بنا بر اين مبدأ مجموع افراد بشر نمىتواند كمتر از چهار نوع زن و شوهر باشد چرا كه چهار نوع رنگ بيشتر وجود ندارد ( و از يك نوع زن و شوهر چهار نوع انسان منشعب نمىشود ، پس فرضيه آدم و حوا قابل قبول نيست ) .
و چه بسا بر نظريه خود استدلال نيز كرده باشند به اينكه : همه مىدانيم قاره آمريكا در قرون اخير كشف شد ، ( كه كريستفكلمب فرانسوى آن را كشف كرد ) ، و وقتى كشف كرد سرخ پوستان را در آنجا ديد ، با اينكه همه مىدانيم سرخپوستان هيچ ارتباط و اتصالى با ساير سكنه دنيا نداشتند و نمىشود احتمال داد كه ساكنان نيم كره شرقى دنيا با فاصله بسيار زيادى كه با آنان داشتند ريشه و منشا واحدى داشته باشند و همه به يك پدر و يك مادر منتهى شوند ، و ليكن هر دو دليل عليل و محل خدشه است .
اما مساله اختلاف خونها و به دنبالش اختلاف رنگها هيچ دلالتى بر نظريه آنان ندارد ، براى اينكه بحثهاى طبيعى امروز اساس خود را بر اين پايه نهاده كه انواع كائنات در حال تطور و تحولند و با چنين مبنايى چگونه اطمينان پيدا مىشود به اينكه اختلاف خونها و به
هامش
( 1 ) و زمانى كه پروردگارت به فرشتگان فرمود : مىخواهم در زمين جانشينى بگذارم ، گفتند باز در زمين كسانى مىگذارى كه در آن فساد كنند و خونها بريزند ؟ . « سوره بقره آيه : 30 » .