قيامت ) از اين دو فرد ( يعنى آدم و حوا ) منشعب شدهاند ، پس كانه فرموده است : « و بثكم منهما ايها الناس » « 1 » .
مطلب دوم اين است كه : ازدواج در طبقه اولى ، بعد از خلقت آدم و حوا يعنى در فرزندان بلا فصل آدم و همسرش بين برادران و خواهران بوده و دختران آدم با پسران او ازدواج كردهاند ، چون آن روز در تمام دنيا ، نسل بشر منحصر در همين فرزندان بلا فصل آدم بوده ، ( در آن روز غير از آنان ، نه دخترانى يافت مىشده است كه تا همسر پسران آدم شوند ، و نه پسرى بود كه همسر دخترانش گردند ) ، بنا بر اين هيچ اشكالى هم ندارد ( اگر چه در عصر ما خبرى تعجب آور است و ليكن ) از آنجايى كه مساله يك مساله تشريعى است و تشريع هم تنها و تنها كار خداى تعالى است ، و لذا او مىتواند يك عمل را در روزى حلال و روزى ديگر حرام كند :
« وَاللَّه يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِه » « 2 » « إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّه » « 3 » . « وَلا يُشْرِكُ فِي حُكْمِه أَحَداً » « 4 » « وَهُوَ اللَّه لا إِله إِلَّا هُوَ لَه الْحَمْدُ فِي الأُولى وَالآخِرَةِ وَلَه الْحُكْمُ وَإِلَيْه تُرْجَعُونَ » « 5 » .
* ( « وَاتَّقُوا اللَّه الَّذِي تَسائَلُونَ بِه وَالأَرْحامَ » ) * منظور از « تسائل » به خدا اين است كه مردم با سوگند به خداى تعالى ، از يكديگر چيزى درخواست كنند ، اين به او بگويد تو را به خدا سوگند مىدهم كه فلان كار را بكنى ، و او نيز به اين چنين چيزى را بگويد ، و تسائل به خداى تعالى كنايه است از اينكه خداى سبحان در نظر آنان محترم و عظيم بوده ، و او را دوست مىداشتند ، چون آدمى به كسى و چيزى سوگند مىدهد كه او را عظيم بداند و محبوب بدارد .
و اما اينكه فرمود : « و الارحام » ، از ظاهرش بر مىآيد كه عطف باشد بر لفظ جلاله ( اللَّه ) و معناى آن چنين باشد : « از خدايى كه يكديگر را به احترام او قسم مىدهيد بترسيد و از ارحام نيز بترسيد » و چه بسا چنين باشد كه بعضى از مفسرين گفتهاند كه عطف است بر محل و باطن ضمير « به » كه حالت نصبى دارد مثل : مررت بزيد و عمرا ، و مؤيد اين احتمال اين است كه در قرائت حمزه كلمه « ارحام » به صداى زير خوانده شده تا عطف باشد بر ضمير متصل
هامش
( 1 ) هان اى مردم همگى شما را از آن دو نفر منشعب نمود .
( 2 ) خدا حكم مىكند و كسى نيست كه حكم او را عقب بيندازد . « سوره رعد آيه : 41 » .
( 3 ) حق حكم كردن تنها از آن خدا است . « سوره يوسف آيه : 40 »
( 4 ) هيچ كس در حكم او شركت ندارد - « سوره كهف آيه : 26 »
( 5 ) و او اللَّه است كه هيچ معبودى به جز او نيست ، ستايش در اول و آخر مخصوص او است ، و حكم راندن نيز از آن او است ، و همه به سوى او باز مىگرديد . « سوره قصص آيه : 70 »