تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
اسلام از عهده بر طرف كردن اين نوع اختلاف هم بر آمده ، براى اينكه اولا جامعه را وادار به اقامه دعوت دينى و پند و تذكر دائمى و بدون تعطيل نموده ، ( و معلوم است كه در چنين جامعه اى عموم مردم به سخن دسترسى دارند ، و هر جا بروند آن را مىشنوند و در نتيجه گناه گسترش پيدا نمىكند ، تا در فهمها اثر بگذارد ) . و ثانيا جامعه را به امر به معروف و نهى از منكر واداشته ، ( در نتيجه اگر كسى مرتكب گناهى شود مورد ملامت همه قرار مىگيرد ، و گناه در چنين جامعه اى چون سگ ماهى در آب شيرين است ، كه محيط اجازه رشد به او نمىدهد و از بينش مىبرد ) « وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ ، وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ ، وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ . . . » « 1 » ، پس دعوت به خير با تلقين و تذكرش باعث ثبات و استقرار عقايد حقه در دلها مىشود ، و امر به معروف و نهى از منكر موانعى را كه نمىگذارد عقايد حقه در دلها رسوخ كند از سر راه بر مىدارد ، و خداى تعالى در اين باره مىفرمايد : « وَإِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آياتِنا ، فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِه ، وَإِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ، وَما عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ ، وَلكِنْ ذِكْرى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِباً وَلَهْواً ، وَغَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا ، وَذَكِّرْ بِه ، أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ » « 2 » تا آخر آيات . خداى تعالى در اين آيه شريفه نهى مىكند از شركت در بحث و بگومگويى كه خوض و خرده گيرى در معارف الهيه و حقايق دينيه باشد ، و اهل بحث بخواهند در مسائل دينى القاى شبهه و يا اعتراض و يا استهزا كنند ، هر چند لازمه گفتارشان اشاره به اين معانى باشد و علت اين گونه بحث كردن و اعتراض و استهزا را عبارت مىداند از اينكه در اين گونه افراد جد و باورى نسبت به معارف دينى نيست ، يعنى معارف دينى را جدى و امورى واقعى نمىدانند ، بلكه آن را شوخى و بازى و سرگرمى مىپندارند ، و منشا اين پندارشان هم غرور و فريفته شدن به حيات دنيا است ، كه علاجش تربيت صالح و درست ، و يادآورى مقام پروردگار است ، كه گفتيم
هامش
( 1 ) بايد از ميان شما ( جامعه اسلام ) طايفه اى باشند كه به سوى خير دعوت نموده ، امر به معروف و نهى از منكر كنند . « سوره آل عمران آيه : 104 » . ( 2 ) و چون بينى كسانى را كه از در عناد در آيات ما خورده مىگيرند ، از ايشان روى مگردان ، تا به سخنى ديگر بپردازند ، و اگر شيطان اين دستور را از يادت برد ، همين كه به يادت آمد ديگر با مردم ستمگر منشين و كسانى را كه دين خود را به بازى و شوخى گرفتند و زندگى دنيا مغرورشان كرده به حال خودشان واگذار ، تنها با دين خدا تذكرشان بده ، به اين اميد كه در بين آنان كسى باشد ، كه تذكر تو در دلش اثر كند . « سوره انعام آيه : 70 » .