تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
و آيه : « نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ، وَرَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ ، لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا » « 1 » و آيه : « بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ » « 2 » . و آيه : « وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَه نَسَباً وَصِهْراً » « 3 » و آياتى ديگر كه خواننده عزيز براى درك هر يك از اين آيات و نحوه دلالتشان لازم است به تفسير يك يك آنها در اين كتاب مراجعه كند .

2 - انسان و نمو او در اجتماع

اجتماع انسانى مانند ساير خواص روحى انسان و آنچه كه مربوط به او است از روز آغاز پيدايش به صورت كامل تكون نيافته تا كسى خيال كند كه اجتماع نمو و تكامل نمىپذيرد ، نه در كمالات مادى و نه در كمالات معنوى بلكه اجتماعى شدن انسان هم مانند ساير امور روحى و ادراكيش دوش به دوش آنها تكامل پذيرفته ، هر چه كمالات مادى و معنويش بيشتر شده ، اجتماعش نيز سامان بيشترى به خود گرفته است و مسلما انتظار نمىرود كه اين يك خصوصيت از ميان همه خصوصيات و خواص انسانيت مستثنا باشد ، يعنى خصوص اجتماعى بودنش از همان اول پيدايشش بطور كامل تحقق يافته باشد ، و اجتماع امروزيش با اجتماع روز اول خلقتش هيچ فرق نكرده باشد ، بلكه اين خصيصه انسان مانند ساير خصائصش كه به نحوى با نيروى علم و اراده او ارتباط دارند ، تدريجا بسوى كمال در حركت بوده و كم كم در انسان تكامل يافته است . و آنچه بعد از دقت و تامل در حال اين نوع از موجودات يعنى انسان روشن مىشود اين است كه اولين اجتماع و گردهمآيى كه در بشر پيدا شده گردهمآيى منزلى از راه ازدواج بوده ، چون عامل آن يك عامل طبيعى بوده است كه همان جهاز تناسلى ( كه زن و مرد هر كدام جهاز تناسلى مخصوص به خود را دارند ) است ، و اين خود قوىترين عامل است براى اينكه بشر را به اجتماع خانوادگى وادار نمايد زيرا معلوم است كه اين دو دستگاه هر يك بدون ديگرى به كار نمىافتد ، به خلاف مثلا جهاز هاضمه كه اگر فرض كنيم در محلى و زمانى يك فرد انسان
هامش
( 1 ) مائيم كه معيشتشان را در بينشان ( در زندگى دنيا ) تقسيم كرديم و بعضى را بدرجاتى ما فوق بعضى ديگر قرار داديم ، تا بعضى بعضى ديگر را مسخر خود كنند . « سوره زخرف آيه : 32 » . ( 2 ) شما همه از يكديگريد : « سوره آل عمران آيه : 195 » . ( 3 ) او كسى است كه از آب بشرى بيافريد ، و سپس او را خويشاوند تنى و ناتنى كرد . « سوره فرقان آيه : 54 » .