تك و تنها باشد ، مىتواند با جويدن برگ و ميوه درختان تغذى كند ولى نمىتواند به تنهايى فرزندى از خود منشعب سازد و همچنين دستگاه هاى ديگرى كه در بدن انسان تعبيه شده ، براى به كار افتادنش نيازى به انسانهاى ديگر ندارد و تنها جهاز تناسلى است كه بايد در بين دو نفر مشتركا به كار بيفتد ، دو نفر از جنس مخالف ( يعنى يك مرد و يك زن ) . بعد از تشكيل اجتماع كوچك يعنى خانواده ، يك مشخصه ديگر بشرى خودنمايى كرد ، كه ما در مباحث گذشته اين كتاب آن مشخصه را استخدام ناميديم ، يعنى اينكه هر انسانى بخواهد به وسيله انسانى و يا انسانهايى ديگر حوائج خود را بر آورد و سلطه خود را گسترش دهد ، آن گاه برايش ممكن است كه اراده خود را بر آن انسانها تحميل كند تا هر چه او مىخواهد آنها بكنند و رفته رفته اين خصيصه به صورت رياست جلوه كرد ، رياست در منزل ، رياست در عشيره ( فاميل ) ، رياست در قبيله ، رياست در امت .
اين هم طبيعى است كه رياست در بين چند انسان نصيب آن كسى مىشده كه از سايرين قوىتر و شجاعتر بوده و همچنين مال و اولاد بيشترى داشته و همچنين نسبت به فنون حكومت و سياست آگاه تر بوده و آغاز ظهور بتپرستى هم همين جا است يعنى پرستش و خضوع انسانها در برابر يك انسان از همين جا شروع شد تا در آخر براى خود دينى مستقل گرديد و ما ان شاء اللَّه العزيز در آينده در اين باره بحثى كامل خواهيم كرد .
( و لذا به اصل مطلب بر گشته و مىگوئيم ) مشخصه اجتماع به تمام انواعش چه اجتماع خانوادگى و چه غير آن ، هر چند كه هيچگاه در اين ادوار بشرى از بشر جدا نبوده ، حتى برهه اى از زمان هم سراغ نداريم كه انسان ، فردى زندگى كرده باشد ، و ليكن اين نيز بوده كه انسان اين رقم زندگى را از زندگى فردى انتخاب نكرده و براى انتخاب آن بطور تفصيل مصلحتها و خوبيهاى آن را نسنجيده ، بلكه ( همانطور كه قبلا گفته شد ضرورت وجود دستگاه تناسلى ، او را براى اولين بار به ازدواج ، يعنى اولين قدم در تشكيل اجتماع واداشته ( و قهرا مجبور شده قدمهاى ديگر را نيز بر دارد ) و اما پى بردن به خوبيهاى آن و اينكه چگونه اجتماعى بهتر است ؟ به تدريج و به تبع پيشرفت ساير خواص بشرى ، رشد و نمو كرده ، نظير خصيصه استخدام و خصيصه دفاع و . . .
و قرآن كريم خبر داده كه اولين بارى كه بشر متوجه منافع اجتماع شد ، و بطور تفصيل ( و نه ناخودآگاه ) به مصالح آن پى برد و در صدد حفظ آن مصالح بر آمد . زمانى بود كه براى اولين بار پيغمبرى در ميان بشر مبعوث شد و آنان را راهنما گشت . جان كلام اين است كه : به وسيله مقام نبوت متوجه مصالح و منافع زندگى اجتماعى گرديد ، اين مطلب را از آيات زير