مؤلف قدس سره : و در بعضى از روايات « 1 » آمده : بهتر است از عبادت يك شب ، و در بعضى ديگر آمده : عبادت يك سال ، و اين معنا از طرق شيعه نيز روايت شده « 2 » .
و از طرق اهل سنت اين نيز روايت شده كه آيه : * ( « فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ » ) * در باره ام سلمه نازل شده ، كه به رسول خدا ( ص ) عرضه داشته بود : يا رسول خدا چرا نشنيدم خداى تعالى از هجرت زنان يارى كرده باشد ؟ در پاسخ از گلايه او اين آيه نازل شد كه خلاصه « من عمل هيچ عاملى را ضايع نمىگردانم چه مرد باشد و چه زن » « 3 » .
و از طرق شيعه روايت آمده كه آيه : * ( « فَالَّذِينَ هاجَرُوا وَأُخْرِجُوا . . . » ) * در باره على ع نازل شد كه فواطم يعنى فاطمه بنت اسد ( مادر على « ع » ) و فاطمه دختر رسول خدا ( ص ) ( كه بعدا همسرش شد ) و فاطمه دختر زبير را با خود حركت داد و به سوى مدينه هجرت كرد و در ضجنان ام ايمن و چند نفر از مؤمنين ناتوان به آن جناب ملحق شدند و به اتفاق حركت كردند ، در حالى كه در همه حالات ، ذكر خدا مىگفتند به رسول خدا ( ص ) ملحق شدند . و اين آيه در حقشان نازل گرديد « 4 » .
و از طرق اهل سنت روايت شده كه آيه نامبرده در باره همه مهاجرين نازل شده ، « 5 » و نيز نقل شده كه آيه : * ( « لا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ . . . » ) * تا آخر آيات مورد بحث ، در اين باره نازل شد كه بعضى از مؤمنين با خود گفته بودند : « اى كاش ما هم زندگى كفار را مىداشتيم » كه چه زندگى خوشى دارند « 6 » . و نيز روايت شده كه آيه * ( « وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ . . . » ) * در باره نجاشى ( پادشاه حبشه ) و چند نفر از يارانش نازل شده همان نجاشى كه وقتى در حبشه از دنيا رفت رسول خدا ( ص ) در مدينه بر او درود فرستاد ، بعضى از منافقين اعتراض كردند كه چگونه بر او درود مىفرستد با اينكه نجاشى بر دين او نبود ، در پاسخ اين آيه نازل شد : * ( « وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ . . . » ) * « 7 » .
پس همه اين روايات در اين صدد است كه آيات را بر يك سلسله قصه ها تطبيق كند ، در حالى كه هيچيك از اين قصه ها سبب حقيقى نزول آيه نيست .
هامش
( 1 ) الدر المنثور ج 2 ص 111 .
( 2 ) الكافى ج 2 ص 54 باب التفكر .
( 3 ) الدر المنثور ج 2 ص 112 .
( 4 ) تفسير صافى ج 1 ص 322 .
( 5 ) الدر المنثور ج 2 ص 112 .
( 6 ) تفسير صافى ج 1 ص 323 .
( 7 ) تفسير ابو الفتوح ج 3 ص 299 .