اصطلاح قرآن كريم به معناى گناهان صغيره است ، پس معلوم مىشود كه مراد از مهاجرين كسانى هستند كه از گناهان كبيره اجتناب و يا توبه مىكنند ، و خدا هم از گناهان صغيره آنان صرفنظر مىكند ( دقت بفرمائيد ) .
* ( « لا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ . . . » ) *
اين جمله به منزله بر طرف كردن ايرادى است كه ممكن است كسى بكند ، و بگويد وقتى حال مؤمنين چنين حالى باشد قهرا بايد كافران نقطه مقابل آن را داشته باشند ، با اينكه مىبينيم كفار عيشى مرفه و حياتى پر زرق و برق و معاشى فراوان دارند ، در پاسخ خطاب به رسول گراميش فرموده : « لا يغرنك . . » و مقصودش توجه دادن عموم مردم است به اينكه از تقلب كفار در بلاد و از اينكه به اصطلاح همه جا خرشان مىرود فريب نخورند كه كفار هر چه دارند متاعى است قليل و بى دوام .
* ( « لكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ . . . » ) *
كلمه « نزل » به معناى طعام و شراب و ساير ما يحتاجى است كه براى مسافر قبل از آمدنش فراهم مىكنند و مراد از كسانى كه چنين وضعى دارند ، ابرار است ، بدليل آخر آيه كه مىفرمايد : آنچه نزد خدا است بهتر است براى ابرار و نيكان ، و همين مؤيد گفتار ما است كه گفتيم آيه قبلى در مقام رفع و پيشگيرى از يك توهم بى جا است .
* ( « وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ . . . » ) *
مراد از اين آيه اين است كه بعضى از اهل كتاب در حسن ثواب با مؤمنين شريك هستند و غرض از گفتن اين معنا آن است كه بفرمايد سعادت اخروى جنسيه نيست تا منحصر به يك طبقه و يا دودمان باشد و اهل كتاب به آن نرسند هر چند كه ايمان هم بياورند بلكه داشتن و نداشتن آن داير مدار ايمان به خدا و به رسولان او است ، اگر آنها هم ايمان بياورند جزء مؤمنين مىشوند و با آنان يكسانند .
در اين آيه خداى تعالى آن صفت نكوهيده را كه در آيات قبل اهل كتاب را به خاطر آن ملامت و مذمت مىكرد يعنى صفت تفرقه بين رسولان خدا را از اين دسته اهل كتاب نفى كرده در آنجا مىفرمود اهل كتاب بين رسولان خدا فرق گذاشتند و ميثاق خدا را كتمان كردند ، يعنى عهدى كه سپرده بودند تا آيات خدا را بيان كنند از ياد بردند و آيات خدا را بيان نكردند تا با اين كتمان خود ، بهاى اندكى به دست آورند و در آيه مورد بحث در باره اين دسته از اهل كتاب مىفرمايد : هم بدانچه بر شما نازل شده ايمان دارند و هم بدانچه بر اهل كتاب نازل شده و خلاصه كلام اينكه در برابر خداى تعالى خاشعند ، و نمىخواهند با آيات خدا منافع مادى بى