تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
مناجات اشاره به يك يك آسمانها جداى از هم نبوده بلكه اشاره به جهت جامع آنها ، يعنى مخلوقيت آنها بوده و آسمانها و زمين در مخلوق بودن واحدند ، و اين اشاره نظير اشاره اى است كه در حكايت كلام ابراهيم ع آمده ، آنجا كه فرمود : « فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ » « 1 » كه اين اشاره به جرم خورشيد بدان جهت كه خورشيد است ، نشده ، چون ابراهيم هنوز خورشيد را نشناخته بود ، و اسمش را هم نمىدانست ، كه چيست بلكه بدان جهت اشاره شده كه شيء است از اشيا . و كلمه « باطل » به معناى هر چيزى است كه در آن هدفى و غرضى معقول نباشد و به قول خداى تعالى در مثال سيل و كف آنجا كه مىفرمايد : « فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَأَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ » « 2 » ، و به همين جهت انديشمندان بعد از آنكه باطل را از عالم خلقت نفى مىكنند ، اين معنا برايشان كشف مىشود كه پس بطور مسلم مردم براى جزا دوباره محشور خواهند شد ، و در آن عالم ستمگران كيفر خواهند ديد ، آن هم كيفرى خوار كننده ، كه همان آتش باشد ، و ممكن نيست كسى يا عاملى اين كيفر را و مصلحت آن را باطل و يا رد كند ، چون بدون حشر مساله خلقت ، باطل خواهد شد ، پس اين است معناى اينكه مىگويند * ( « فَقِنا عَذابَ النَّارِ رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَه وَما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ » ) * . * ( « رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً . . . » ) * منظور از منادى در اين آيه شريفه رسول اللَّه ( ص ) است كه بشر را به سوى ايمان ندا كرد ، * ( « أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ » ) * ، اين جمله همان ندا را تفسير مىكند ، پس كلمه « ان » ، ان تفسيرى است ، « فامنا » ، و چون با اين كلمه اظهار ايمان كردند و در باطن اين كلمه همه معارف الهى نهفته است ، چون رسولى كه به وى ايمان آوردند از ناحيه خدا به ايشان خبرهايى داده و از پاره اى امور از قبيل گناهان و بديها و مردن در حال كفر و گناه ترسانيده بود و به پاره اى امور از قبيل مغفرت و رحمت خدا و جزئيات زندگى آن بهشتى كه وعده اش را به بندگان مؤمن خود داده تشويق كرده بود ، به همين جهت بعد از آنكه گفتند : « فامنا » دنبالش درخواست كردند كه خدايا ما را بيامرز ، « * ( فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا ) * - و گناهان ما را از ما بريز » « * ( وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا ) * - و ما را با ابرار و نيكان كه وعده چنان بهشتى به ايشان داده اى بميران » و نيز درخواست
هامش
( 1 ) آن گاه كه آفتاب را ديد كه بر آمد گفت : اين پروردگار من است چون اين بزرگتر است . « سوره انعام : 78 » . ( 2 ) باطل چون كف است كه با خشك شدن از بين مىرود . « سوره رعد آيه : 17 » .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 137 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى