عباس روايت كردند كه گفت : وقتى آيه : « وَشاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ » نازل شد رسول خدا ( ص ) فرمود : خدا و رسول او نياز به مشورت ندارند ، و ليكن خداى تعالى اين دستور را رحمت براى امتم قرار داده ، چون هر كس از امت من كه مشورت كند چنان نيست كه هيچ رشدى عايدش نشود و كسى كه آن را ترك كند ، ممكن نيست كه به هيچ مقدار و هيچ نوعى از گمراهى و كجى گرفتار نشود « 1 » .
و در همان كتاب است كه طبرانى در كتاب اوسط از انس روايت كرده كه گفت :
رسول خدا ( ص ) فرمود : كسى كه استخاره كند يعنى از خدا خير طلب كند نوميد نمىشود ، و كسى كه مشورت كند پشيمان نمىگردد « 2 » .
و در نهج البلاغه هست كه هر كس براى خود استبداد كند هلاك مىشود ، و هر كس با مردم مشورت كند در عقل آنان شريك شده است « 3 » .
و نيز در همان كتاب است كه امام فرمود : مشورت كردن عين هدايت است و كسى كه استبداد برأى داشته باشد خويشتن را در معرض خطر قرار داده است « 4 » .
و در تفسير صافى از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه فرمود : هيچ تنهايى وحشتآورتر از خودپسندى نيست ، و هيچ پشتيبانگيرى قابل اعتمادتر از مشورت نيست « 5 » .
مؤلف قدس سره : روايات در باب مشورت كردن بسيار زياد است ، و البته جاى مشورت آنجايى است كه عملى را كه در باره اش مشورت مىكنيم عملى جايز باشد ، يعنى از نظر مزيتها ، انجام و تركش جايز باشد ، و بخواهيم با مشورت به دست آوريم كه آيا ترجيح ، در انجام آن است يا در ترك آن ؟ و اما عملى را كه خداى تعالى در باره آن يا حكم وجوب دارد ( در نتيجه نمىتوان تركش كرد ) و يا حكم حرمت ( كه در نتيجه نمىتوان انجامش داد ) چنين عملى جاى مشورت نيست ، چون هيچ طرف مشورتى حق ندارد در مقام مشورت آن را كه واجب است جايز الترك و آن را كه حرام است جائز الفعل كند و در نتيجه احكام الهى را تغيير دهد ، چرا كه اگر چنين عملى صحيح بود بايد اختلاف حوادث جاريه ناسخ كلام خدا شود .
هامش
( 1 ) الدر المنثور ج 2 ص 90 .
( 2 ) الدر المنثور ج 2 ص 90 .
( 3 ) نهج البلاغة صبحى صالح ص 500 كلام 161 .
( 4 ) نهج البلاغة صبحى صالح ص 506 كلام 211 .
( 5 ) تفسير صافى ج 1 ص 310 .