سرازير شدند « 1 » .
و در همان كتاب است كه ابن اسحاق و ابن راهويه و عبد بن حميد و ابن جرير ، و ابن منذر ، و ابن ابى حاتم و بيهقى در كتاب دلائل از زبير روايت كردهاند كه گفت : يادم هست آن روزى را كه با رسول خدا « ص » بوديم ، در آن لحظاتى كه وحشت دل شير را آب مىكرد ، ناگهان خداى تعالى خواب را بر ما مسلط كرد ، احدى از ما نماند كه چانه اش به سينه اش نيفتاده باشد ، به خدا سوگند كه هنوز صداى معتب بن قشير در گوش من است كه مىگفت : « لَوْ كانَ لَنا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا » « 2 » و به خدا سوگند شنيدنم مثل شنيدن كسى بود كه در خواب چيزى بشنود ، من گفتار او را حفظ كردم تا آنكه آيه : « ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعاساً . . . ما قُتِلْنا هاهُنا » در باره گفتار معتب بن قشير نازل شد « 3 » .
مؤلف قدس سره : اين معنا از زبير بن عوام به طرق بسيارى روايت شده « 4 » .
و در همان كتاب است كه ابن منذر در معرفة الصحابه از ابن عباس روايت كرده كه در ذيل آيه : « إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ . . . » گفته : اين آيه در باره عثمان و رافع بن معلى و حارثة بن زيد نازل شده « 5 » .
مؤلف قدس سره : قريب به اين معنا به چند طريق از عبد الرحمن بن عوف و عكرمة و ابن اسحاق روايت شده ، و در بعضى از آنها علاوه بر عثمان و رافع و حارثه ، ابو حذيفة بن عقبه و وليد بن عقبه و سعد بن عثمان و عقبة بن عثمان نيز آمده « 6 » .
و بهر حال آوردن نام عثمان و سايرين كه نامشان آمده از باب ذكر مصداق است ، و گرنه آيه شريفه در باره همه كسانى است كه پشت به جنگ كردند و در باره آن عده از صحابه است كه دستور رسول خدا ( ص ) را عصيان نمودند ، تنها خصوصيتى كه عثمان و آن نامبردگان كه با او بودند داشتند ، اين بوده كه آن قدر فرار كردند و به پشت جبهه گريختند كه به جلعب هم رسيدند ، ( جلعب نام كوهى در اطراف مدينه از طرف أغوص است ) ، و نام بردگان سه روز در آنجا ماندند ، و سپس نزد رسول خدا ( ص ) برگشتند ، و آن جناب به
هامش
( 1 ) الدر المنثور ج 2 ص 86 .
( 2 ) اگر اختيارى مىداشتيم در اين صحنه اين طور كشته نمىشديم .
( 3 ) الدر المنثور ج 2 ص 88 .
( 4 ) الدر المنثور ج 2 ص 88 .
( 5 ) الدر المنثور ج 2 ص 88 .
( 6 ) الدر المنثور ج 2 ص 88 - 89 .