به مرتبهء ديگر كه اين دقيقاً همان معناى حركت است . همانطور كه وجود اين دو مقوله عبارت نيست از وجود مقولاتى كه تحريك و تحرك به واسطهء آنها صورت مىگيرد ، مثل مقولهء كيف مانند سواد يا مقولهء كم مانند مقدار جسم نامى يا مقولهء وضع مانند جلوس و ايستادن و غير اينها .
بلكه وجود اين دو مقوله عبارت است از وجود هر يك از اين مقولات مادامى كه تأثير مىگذارد و يا تأثير مىپذيرد .
بنابراين وجود سياهى يا گرمى از آن جهت كه سياهى ( يا گرمى ) است از باب مقولهء كيف محسوب مىشود و وجود هر يك از آن دو از آن جهت كه امر تدريجى است و از او ، امر تدريجى ديگر پديد مىآيد يا خود از امر تدريجى ديگر حاصل مىشود ، مقولهء أن يفعل يا أن ينفعل مىباشد .
و اما نفس سلوك تدريجى مقوله كه عبارت باشد از خروج از قوّه به فعل ، خواه در جانب فاعل ياجانب منفعل ، نفس حركت مىباشد نه چيز ديگر . با توجه به مطالب گذشته ثبوت اين دو مقوله در خارج و عرضيت آن دو روشن مىگردد . « 1 »
شرح
هيئت تأثيرگذارى و تأثيرپذيرى عبارت نيست از سلوك از يك مرتبه به مرتبهء ديگر ، زيرا سلوك از يك مرتبه به مرتبهء ديگر دقيقاً معناى حركت است و حركت از سنخ وجود است نه ماهيت ، در حالى كه اين دو مقوله از سنخ ماهيت هستند .
همان گونه كه اين دو مقوله مساوى و برابر نيستند با مقولاتى كه معروض اين دو مقوله واقع مىشوند ، مثل مقولهء كيف مانند سواد و بياض يا مقولهء كم مانند مقدار جسم نامى يا مقولهء وضع مانند نشستن يا ايستادن .
توضيح اين كه وجود سواد و سخونت ( حرارت ) دو نوع از كيف هستند و اينها
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 4 ، ص 225