خلاصه آن كه معروض اين دو مقوله علاوه بر آن كه بايد يكى از مقولات ديگر باشد بايد قرين حركت و تدريج هم باشد . لذا استعمال لفظ ان يفعل و أن ينفعل به جاى فعل و انفعال كه گاهى در تأثير و تأثرات دفعى استعمال مىشود به جهت ظهور اين دو لفظ در حركت و تدريج مىباشد .
* قوله و ثانياً أن معروضها من حيث هو معروض ؛ يعنى اگر مقولاتى كه معروض مقولهء أن يفعل و أن ينفعل قرار مىگيرند معروض اين دو قرار نگيرند لازم نيست حركت داشته باشند . حركت داشتن آنها به دليل معروض قرارگرفتن آنهاست . به عبارت ديگر مقولات نامبرده به ملاك معروض قرارگرفتن آنها براى اين دو مقوله بايد داراى حركت باشند والّا صرفنظر از اين لزومى ندارد كه حتماً متحرك باشند ، همانطور كه نفس سواد وبياض اقتضاى حركت و تغييرى را ندارد . اگر اين اقتضا را پيدا مىكند به جهت معروض قرارگرفتن آن براى مقولهء ان يفعل و أن ينفعل مىباشد .
زيرا در مقولهء ان يفعل و ان ينفعل تأثير و تأثر تدريجى مأخوذ است از اين رو مقولهاى كه متعلق اين دو مقوله قرار مىگيرد از آن جهت كه معروض اين دو واقع مىشود بايد داراى حركت و تدريج باشد تا حركت و تدريج در اين دو مقوله را توجيه و تصحيح نمايد ولى با صرف نظر از آنكه معروض اين دو مقوله قرار مىگيرند لازم نيست كه داراى حركت و تدريج باشند .
نقل سخنى از صدرالمتألهين
متن
قال في الأسفار : « و اعلم أنّ وجود كلِّ . . . في الخارج وعرضيّتهما » إنتهى .
ترجمه
صدرا در اسفار مىفرمايد :
« بدان كه وجود هر يك از اين دو مقوله در خارج عبارت نيست از سلوك ( از يك مرتبه )