شرح
نظريهء پنجم كه مورد قبول افلاطون و حكماى رواقى و محقق طوسى و صدرالمتألهين مىباشد و مؤلف نيز بدان عنايت دارد مورد اشكالات متعدد مىباشد كه قوىترين آنها اشكالى است از سهروردى . و آن عبارت است از اين كه مطابق اين نظريه وحدت دو مقدار پيش مىآيد ؛ زيرا از سويى جسمى كه در مكانى قرار مىگيرد خود مقدار دارد و از سوى ديگر مكان هم عبارت است از جوهرى كه بُعد و مقدار دارد . از اين رو لازمهء قرارگرفتن يك جسم در يك مكان حلول آن جسم در جوهرى كه داراى ابعاد و مقدار هست مىباشد و لازمهء حلول آن جسم ذى مقدار در مكانى كه خود بُعدى ذى مقدار دارد وحدت دو مقدار مىباشد . بديهى است كه وحدت دو مقدارى كه متعلق به دو چيز است امر محالى است ، زيرا هر مقدار به موضوع خاص به خود قائم است و امكان وحدت ميان دو مقدار وجود ندارد .
توضيح مطلب اين كه وقتى ما مكان را بر اساس اين نظريه به بُعد مجرد معنا مىكنيم و مىگوييم مكان عبارت است از فضا و خلائى كه با وجود جسم پرمىشود و ابعاد آن مساوى ابعاد جسمى است كه در آن واقع مىشود و فضا خود مقدار دارد اين اشكال مطرح مىشود كه چگونه يك جسم مانند كتاب كه خود مقدار دارد در جوهر ديگرى به نام مكان كه خود آن نيز مقدار دارد وارد مىشود ؟ تداخل دو مقدار مختلف چگونه ممكن است ؟ اگر بگوييم مقدار مكان از بين مىرود اين مستلزم آن است كه مكان هم از بين رفتهباشد . و اگر بگوييم دو مقدار يكى مىشود تداخل دو مقدار پيش مىآيد كه امر محالى است .
پس از طرح اين اشكال مؤلف رحمه الله در مقام جواب برآمده است و مىگويد ممكن است گفتهشود مانعى كه اجازه نمىدهد دو مقدار شخصى به يك مقدار شخصى بازگردند . عبارت است از هيولا داشتن آن جسمى كه در مكان واقع مىشود يا صورت داشتن آن يا هر دو ، همراه مقدار . به عبارت ديگر هيولا يا صورت يا هر دو اجازه
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 762
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٧٦٢