هستند و حركتى در آسمان يا آب ندارند . و اين محال است كه يك موجود هم متحرك باشد هم ساكن .
دليل ديگر اين كه وقتى مكانى متصف به پر بودن يا خالى بودن مىشود بدان معنا است كه فراغ و امتلأ دو وصف براى بُعد مكان است نه براى سطح آن . به عبارت ديگر وقتى مىگوييم كوزه پر از آب است نمىخواهيم بگوييم تنها سطح داخلى كوزه پر از آب است ، بلكه مىخواهيم بگوييم خود كوزه نه سطح داخلى آن با ابعادى كه در جهت طول و عرض و عمق دارد پر از آب است . از اين رو ، پر و خالى بودن وصف سطح نمىگردد بلكه وصف خود كوزه ( مكان ) با ابعادى كه دارد مىباشد . بديهى است كه پر شدن بيان حجمى است كه جسم از مكان اشغال مىكند و خالى شدن خلأ همان حجم مىباشد .
رد نظريهء بُعد
متن
و من أقوى ما يورد على القول بالبُعد الجوهريّ . . . مع المقدار أو هما معه .
ترجمه
قوىترين اشكال بر نظريهء بُعد جوهرى مُجرد اين است كه لازمهء اين نظريه تداخل دو مقدار در يكديگر است كه اين محال است ، زيرا اين نظريه مىگويد كه جسم با مقدار شخصى كه ابعاد سهگانهء او دارد در مكانى حلول مىكند كه آن نيز يك مقدار شخصى است و برابر است با جسم متمكن و اين دو مقدار به يك مقدار شخصى برمىگردند با آن كه بىترديد چنين چيزى ممتنع است .
مگر آن كه لزوم تداخل دو مقدار را در اينجا ممنوع بدانيم ؛ زيرا ممكن است مانع از تداخل دو مقدار همان هيولا با مقدار خاص به خود يا صورت با مقدار خاص به خود يا هر دو با مقدار خاص به خود باشند . ( پس اگر يكى از دو امر ذى مقدار مانند مكان كه جوهر مجرد است فاقد هيولا يا صورت باشد تداخل دو مقدار محذورى ندارد ) .