است و براى طرفداران اين دو نظريه دلايل و مشاجرات فراوانى وجود دارد كه در كتابهاى مفصل ذكرشدهاست .
شرح
در اينجا مؤلف به نقد آراى فوق مىپردازند و مىفرمايند نشانههايى كه از مكان در دست هست هيچ كدام بر هيولا و صورت منطبق نيست . طبق تعريف اول و دوم ، مكان عبارت است از هيولا و صورتِ جسم . دليل عدم انطباق امارات بر هيولا و صورت اولًا اين است كه مكان را مىتوان با حركت أينى به دست آورد ، مثلًا از خانه به طرف مدرسه رفت يا با ترك مدرسه به منزل بازگشت . وصول به مدرسه يا خانه با حركت به دست مىآيد . اما با حركت به طرف مدرسه يا منزل نمىتوان يك هيولا يا يك صورت را پديد آورد و بدان دست يافت . لازمهء طلب كردن هيولا صورت را به واسطهء حركت ، انتقال صورت از يك هيولا به هيولا ديگر است و اين از دو جهت محال است . اول اينكه صورت شريك علت براى هيولا است هيولا به وجود او موجود و با انعدام او معدوم مىگردد . پس ممكن نيست هيولايى كه شأن آن چنين است قبل از صورت موجود باشد تا صورت به سوى او منتقل شود دوم اينكه صورت موجود لغيرها مىباشد پس براى او اين امكان وجود ندارد كه مستقلًا يك هيولا به هيولاى ديگر منتقل شود چون اين مستلزم آن است كه او موجود لنفسها گردد در حالى كه موجود لغيرهاست و اين انقلاب محال است
و لازمهء طلب كردن هيولا صورت را به واسطهء حركت ، انتقال هيولا از يك صورت به صورتى ديگر است و اين از دو جهت محال است اول اين كه هيولا قوّهء محضه است و داراى فعليتى نمىباشد و انتقال اقتضا مىكند كه او داراى فعليتى ولو آنّاماً گردد و ثانياً هيولا معلول صورت و موجود به وجود اوست پس نمىتواند از صورتى به صورت ديگر منتقل شود زيرا مستلزم آن است كه در وجود خود مستقل گردد .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 759
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٧٥٩