تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 758

مساهمون:

ص٧٥٨
مؤلف حكيم در بدايةالحكمه - فصل ده مرحله دهم - به اين مطلب معتقد شده مىنويسد : « لكن فى كون الاين مقولة برأسها كلام و ان كان مشهوراً بينهم بل الاين ضرب من الوضع » . لكن اشكالى كه بر اين جماعت وارد است اين هست كه گاهى جسم از مكان خود تغيير مىكند ولى تغييرى در مقولهء وضع آن داده نمىشود . مانند كسى كه ايستاده است و با حالت ايستاده حركت مىكند در اين‌جا مكان او تغيير كرده اما وضع او تغيير نكرده‌است . مگر آن‌كه بگوييم چون نسبت او به مكان‌ها تغيير مىكند پس وضع او هم تغيير مىكند . و گاهى تغيير درمقولهء وضع داده مىشود اما مكان تغيير نمىكند . مانند كسى كه از حالت دو زانو به چهار زانو تغيير وضع مىدهد وضع او تغيير مىكند اما مكان اوثابت است يا مانند حركت كره بر محور خويش ، زيرا وضع او تغيير مىكند ولى مكان او تغييرر نمىكند لذا حركت او را حركت وضعى مىنامند . و اين خود بهترين دليل است كه وضع غير از مكان است .

رد نظريه اول و دوم دربارهء امكان

متن والقول بأنّه الهيولى أو الصورة لا تنطبق عليه . . . طويلة مذكورة في المطوّلات . ترجمه امارات پيشين بر اين نظريه كه مكان همان هيولا يا صورت است منطبق نيست ؛ زيرا مكان را با حركت مىتوان طلب يا ترك كرد ، لكن هيولا و صورت نه با حركت به دست مىآيند و نه با حركت ترك مىشوند . علاوه بر اين مركب را مىتوان به هيولا نسبت داده و گفت دَربِ چوبى يا آهنى اما نمىتوان آن را به مكان نسبت داد . از ميان اين آرا ، نظريه‌اى كه قابل گفت‌وگو است همان نظريهء سطح يا بعد جوهرى مجرد از ماده
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 758 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى