روى ميز و كلاه روى سر خارج از بحث مكان خواهد بود چون ميز و سر محل براى كتاب و كلاه هستند نه مكان براى آن . براساس قول سوم و چهارم تماس و ملاقات متمكن با مكان شرط لازم براى مكان قلمداد شدهاست .
نظريهء پنجم مىگويد ، مكان عبارت است از : بُعدى كه مقدار آن مساوى مقدار جسمى است كه در آن قرار مىگيرد . بر اساس اين نظريه خصوصيت مكان اين هست كه اولًا ، مجرد از ماده است و ثانياً ، مقدار مكان هر جسم ، مساوى مقدار همان جسمى است كه در آن واقع مىشود .
در اينجا اين سؤال مطرح است كه مقصود از بُعد مجرد چيست و چگونه متمكن واقع در آن مىشود . پاسخ آن است كه مكان بر اساس اين نظريّه همان گسترهء فضا است كه ابعاد سه گانهء طول و عرض و عمق دارد و هر جسمى از اجسام مادى محفوف به فضاى اطراف خود هست كه آن جسم واقع در آن است . مثلًا انسان يا درخت يا كتاب يا هر جسم ديگرى را در نظر بگيريد كه فضا از سه بعد طول و عرض و عمق آن را احاطه نمودهاست . همان فضاى محيط بر آن ، مكان آن اجسام هست .
بر اساس اين نظريه مكان عبارت نيست از محلى كه انسان بر روى آن راه مىرود يا درخت و كتاب و غيره روى آنها قرار دارند . بلكه همان حيّزى كه انسان و درخت و كتاب از فضا اشغال مىكنند همان مكان آنها محسوب مىشود و اين مكان كه همان فضاى گستردهء سهبعدى است بر اين اجسام احاطهء كامل در جوانب سهگانه دارد .
در اين جا مقصود از فضا آنگونه كه در عرف عوام فهميده مىشود هوا نيست ، بلكه خود هوا هم كه جرم قابل تنفس است يك جسمى است كه در فضا قرار دارد . به عبارت ديگر فضا ، ظرف براى هوا و ديگر اجسام مادى است اما اين كه اين فضا مجرد از مادهاست اين مطلب نياز به توضيح بيشترى دارد .
بر اساس نظريه صدرالمتألهين حقيقت تجرد ، يك امر قابل تشكيك است . يعنى مجرد ، مراتب مختلف دارد ؛ يك مرتبهء آن مجرد محض است . مانند عقول كه ذاتاً و
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 754
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٧٥٤