تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 740

مساهمون:

ص٧٤٠
زمان را در يك آن جمع كرد . هر لحظه موجود از زمان برابر است با لحظه‌اى كه قبلًا معدوم شده و لحظه‌اى كه هنوز نيامده‌است . مقصود از اين كه اجزاى زمان آنى نيستند اين است كه اجزاى زمان مانند اجزاء ساختمان نيستند كه بتوان آنها را در يك مكان و در يك لحظه جمع كرد . معيت اجزاى زمان از سنخ ديگرى است . معيت آن به اين معناست كه آن اجزاء در واحد خاصى از زمان مانند يك ساعت يا يك روز به يك ديگر متصل بوده و در حال سيلان و گذر مىباشند و تقدم و تأخر ميان اجزاء عين معيت آنها مىباشد . ماهيت زمان چنين اقتضايى را دارد و ماهيت آن مانند ساير اشياء كه قرار و ثبات دارند نيست و نمىتوان اجزاى آن را در يك واحد زمانى جمع كرد ، زيرا سيلان و انقضا و تدريج ذاتى زمان مىباشد . نتيجه اين كه معيت در اجزاى زمان بر خلاف اشياى ديگر به معناى خاص به خود آن است كه عبارت باشد از اتصال اجزاء به يك‌ديگر كه طبعاً معيت آنها عين تقدم و تأخر آنها خواهد بود ، چون موجوديت هر جزء از زمان ملازم با عدمى از قبل و بعد از آن مىباشد . آن گاه مؤلف معيتى را كه عين تقدم و تأخر است به عدد تشبيه مىكند و مىگويد اين مانند عدد مىماند كه وحدت آن عين كثرت آن است مثلًا عدد پنج يا ده در عين حال كه هر كدام يك عدد هستند كثير نيز مىباشند . و از وحدت‌هاى متكثر به وجود آمده‌اند . بنابراين منافاتى بين وحدت عدد و كثرت آن وجود ندارد . همين‌طور در اين جا هم منافاتى بين تقدم و تأخر و معيت آن وجود ندارد . معيت اجزاء زمان همان اتصال جزء متقدم با جزء متأخر مىباشد .

پاسخ نقض دوم

متن وأمّا عن النقض الثاني : فبأنّ الإضافة . . . في مرحلة العاقل والمعقول .