تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧
نحوى است كه به اشياء ملحق مىشود به گونه‌اى كه براى آن مقايسه‌اى به غير خود وجود دارد . به عنوان مثال ، وجود آسمان فى نفسه يك جوهر است اما زمانى كه با زمين مقايسه گردد فوقيت تعقل گشته وجود آن وجود اضافه خواهد بود . شرح اكنون سخن صدرا اين است موجودى مانند آسمان كه فى نفسه يك جوهر است مفهوم از آن چيزى بيش از مفهوم جوهريت نيست . اما وقتى همين جوهر آسمانى را با زمين مقايسه كرديم مفهوم فوقيت كه مفهوم اضافه است پديد مىآيد . بنابراين مقولهء اضافه به هنگام مقايسه يك چيز با چيز ديگر حاصل مىشود و صرف نظر از آن مقايسه ، وجود مستقل و منحازى ندارد . بساطت مقولهء اضافه به جهت آن است كه اين مقوله هم چون ساير مقولات جنس عالى بسيط است . * قوله : ووجودها بحيث اذا قيس . . . كلمهء وجودها مبتدا خبر آن وجود الاضافات مىباشد و عُقلتِ الفوقيه جواب اذا مىباشد و مجهول مىباشد .

پاره‌اى از احكام اضافه

متن البحث الرابع : من أحكام الإضافة أنّ . . . و كذا في جانب الفعل . ترجمه از جمله احكام اضافه اين است كه دو طرف اضافه از نظر وجود و عدم و نيز قوّه و فعل با يك‌ديگر برابر و همسان هستند . اگر يكى موجود بود طرف ديگر نيز موجود خواهد بود و درجانب عدم نيز مطلب چنين است . و اگر يكى بالقوه بود طرف ديگر نيز بالقوه خواهد بود ، و همين طور است در خصوص بالفعل بودن . شرح در اينجا به بيان دو حكم از احكام اضافه مىپردازند . يكى اين كه دو طرف اضافه از