نظر وجود و عدم ، مانند هم هستند ؛ اگر يكى وجود پيدا كرد ديگرى هم بايد موجود باشد و اگر يكى معدوم باشد ديگرى هم بايد معدوم باشد . مثلًا اگر در جايى مفهوم « پدرى » موجود باشد قطعاً مفهوم « فرزندى » هم موجود خواهد بود . و اگر مفهوم پدرى موجود نباشد مفهوم فرزندى نيز موجود نخواهد بود .
حكم ديگر اضافه همسانى دو طرف اضافه از نظر قوه و فعل است ؛ اگر پدر بودن يك نفر بالفعل باشد ، فرزند داشتن او نيز بالفعل خواهد بود و اگر پدر بودن او بالقوه باشد ، يعنى در آينده پدر خواهد شد ، فرزند داشتن او نيز بالقوه خواهد بود .
دو مورد نقض
متن
واعتُرِضَ عليه : بأنّه منقوضٌ بالتقدّم . . . العلم والمعلوم من المضافين .
ترجمه
بر مطلب فوق ( معيت از نظر وجود و عدم ) ، اعتراض شده كه آن به تقدم و تأخرى كه در اجزاى زمان هست نقض مىشود ؛ زيرا متقدم و متأخر از اجزاى زمان مضاف به يكديگرند با آن كه وجود يك جزء ملازم با عدم جزء ديگر است .
همچنين مطلب فوق به علوم ما نسبت به حوادث آينده نقض مىشود ؛ زيرا ممكن است اكنون علم ما به حادثهاى در آينده موجود باشد ولى معلوم آن معدوم بوده هنوز موجود نشده باشد ، درحالى كه علم و معلوم از جمله متضايفين هستند .
شرح
گفتيم متضايفين از نظر وجود و عدم برابرند ، اگر يك طرف اضافه موجود يا معدوم بود ، طرف ديگر اضافه نيز موجود يا معدوم خواهد بود . لكن بر اين مطلب دو نقض وارد مىگردد كه يكى از آن دو مورد ، اجزاى زمان است . گفته شده كه جزء متقدم و جزء متأخر از زمان ، در عين حال كه دو طرف اضافه هستند اما معيت وجودى