ندارند ، مثلًا تا جزء متقدم مانند ساعت هفت معدوم نشود جزء متأخر مانند ساعت هشت موجود نخواهد شد . پس اين كه معيت دو طرف اضافه را در جانب وجود يا عدم در مقوله اضافه شرط دانستيد ، صحيح نيست .
نقض ديگر به علم و معلوم است . گفتهاند اين دو نيز دو طرف اضافهاند به اين معنا كه علم در جايى وجود دارد كه معلومى وجود داشتهباشد و معلوم در هر جايى وجود دارد كه علم به آن نيز وجود داشتهباشد .
مورد نقض در علم به معلوماتى است كه از امور آينده هستند و اكنون معدوم مىباشند . آن علم اكنون موجود است ، مانند اين كه فردا حسن به مدرسه خواهد رفت .
اما معلوم او كه از امور آينده است در حال حاضر معدوم مىباشد . پس معيت بين دو طرف اضافه برقرار نمىگردد .
جواب از نقض اول
متن
واجيب : أمّا عن أوّل النقضَيْن : فبأنّ . . . أنّ وحدة العدد عين كثرته .
ترجمه
از نقض اول جواب داده شده كه معيت اجزاى زمان آنى نيست به اين معنا كه دو جزء آن بتوانند در آنِ واحد جمع گردند ، بلكه معيت آن دو به معناى اتصال آن دو در وجود واحد سيال مىباشد . وجود سيالى كه معيت آن دو جزء در آن وجود واحد ، عين تقدم و تأخر در آن مىباشد ، همانطور كه وحدت عدد عين كثرت آن مىباشد .
شرح
در پاسخ از اشكال نخست مىگويند ، موجوديت اجزاى زمان با موجوديت ساير اشياء كه قرار و ثبات دارند با هم فرق مىكند . ميان اجزاى زمان گرچه اتصال وجود دارد اما قرار و ثبات وجود ندارد . به اين معنا كه نمىشود دو جزء متقدم و متأخر از