شرح
سخن در اين است كه آيا مقولهء اضافه در خارج وجود دارد يا صرفاً وجود آن ذهنى است . و اگر در خارج وجود دارد به وجود مستقل موجود است يا وجود آن به وجود موضوع آن است .
مؤلف حكيم رحمه الله مىفرمايد : اضافه در خارج وجود دارد و حس هم آن را تأييد مىنمايد ، زيرا حس ، دورى و نزديكى يا بلندى و پستى يا فوقيت و تحتيت را كه از سنخ مقولهء اضافه هستند مشاهده مىكند و اين مفاهيم را در خارج موجود مىبيند .
لكن اين مفاهيم در خارج به وجودى جدا از وجود موضوع خود نيستند . يعنى بلندى و پستى كه مفهوم اضافه است قائم به كوه و درّه است و وجودى جداى از آن ندارد . همچنين فوقيت و تحتيّت قائم به سقف و تحت مىباشد و وجودى جداى از آن ندارد . پس عقل ، مفاهيم اضافيه را بدون آن كه چيزى به موضوعات آنها ، مانند كوه و دَرّه يا سقف و تحت ، اضافه كند از آن موضوعات انتزاع مىنمايد .
* قوله : لها آثار عينيه . . . مانند اين كه درخارج يك نفر به حيث واحد نمىتواند هم پدر زيد باشد هم پسر او و اين اثر خارجى و عينى اين مقوله است .
نحوه وجود اضافه از زبان صدرالمتألهين
متن
قال في أسفار - بعدَ كلام له في هذا . . . الفوقيّة وجود الإضافات » - إنتهى .
ترجمه
صدرا در اسفار پس از مقدماتى دربارهء مقولهء اضافه چنين مىگويد : « 1 »
« مضاف بما هو مضاف امر بسيطى است و در خارج وجود مستقل و جداگانهاى ندارد . وجود آن به
هامش
( 1 ) . ر . ك : اسفار ، ج 4 ، ص 204