ترجمه
اشكال نشود « 1 » كه بىترديد الم شرّ بالذات است . و چون الم عبارت است از ادراك منافى از آن رو كه منافى هست از اين جهت امر وجودى به شمار مىرود ؛ چون ادراك ، امر وجودى است . و بدين ترتيب سخن كسى كه مىگويد شرّ از سنخ عدم هست ، باطل مىگردد .
شرح
اشكال فوق از دو مطلبى كه قبلًا بيان شد نشئت مىگيرد . يكى اين كه گفتيم الم شرّ بالذات هست . و ديگر اين كه چون الم ، ادراك امر منافى هست و ادراك از امور وجودى است پس الم هم امر وجودى است . نتيجه مىگيريم كه سخن حكما كه مىگويند هر شرّ بالذاتى عدمى است ، سخن درستى نيست ؛ زيرا المى كه شرّ بالذات است امر وجودى است نه عدمى . در واقع مثال الم ، نقضى بر كليّت قاعدهاى است كه مفاد آن عموميت عدمى بودن شرّ است .
پاسخ اشكال
متن
لأنّه يقال : وجود كلّ شىء هو نفس ذلك . . . الذي هو شرّ بالذات .
ترجمه
در پاسخ گفته مىشود « 2 » وجود هر چيز نفس همان چيز است خواه ذهنى باشد ، يا خارجى . بنابراين حضور هر امر عدمى نزد درك كنندهء آن ، همان امر عدمى است . چون وجود با ماهيت متحد است ، همانطور كه علم با معلوم متحد است .
نتيجه اينكه الم موجود در ظرف ادراك ، مصداق الم هست و همان بعينه الم عدمى مىباشد كه شرّ بالذات هست .
هامش
( 1 ) . اشكالى است از فخر رازى بر شيخ الرّئيس در شرح خود بر اشارات ، ج 2 ، ص 88 - 89
( 2 ) . پاسخ از صدرالمتألهين ، در اسفار ، ج 4 ، ص 126