تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 726

مساهمون:

ص٧٢٦
بر اساس اين جواب به طور كلى الم از آن جهت كه خود يك ادراك هست امر وجودى است و نمىتوان آن را امر عدمى ناميد . بلكه شرّيت آن از باب ديگرى است كه همان ناسازگارى آن با طبع انسان هست ، كه اين ناملايمت و ناسازگارى از سنخ عدم هست و شرّ مىباشد . « 1 »

نظر علماى طبيعى معاصر در مورد كيف

متن تنبيه : ما مرّ من القول في الكيف وأحكامه . . . ويراعي جانبها في البحث . ترجمه سخنانى كه دربارهء كيف و احكام و خواصش گذشت چيزهايى است كه از حكماى پيشين به دست ما رسيده‌است . لكن علماى طبيعى متأخر تأمل عميقى در آنچه متقدمين آن را كيف پنداشته‌اند ، نموده‌اند . در اين تأمل به احكام و آثار بزرگى دست يافته‌اند ، كه بايد پژوهشگر متدبر به آنها رجوع و در بحث ، جانب آنها را رعايت كند . شرح امروزه با پيشرفت علوم ، از جمله علم فيزيك ، اكتشافات بديعى صورت گرفته‌است كه بعضاً سرنوشت بسيارى از مسائل مطروحه در فلسفه را تغيير مىدهد . در اين زمينه يكى از معاصران چنين مىنويسد : « 2 » اصولًا تقسيم بندى ماهيات ، تحت اجناس عاليهء ده‌گانه يا مقولات عشر كه از مأثورات حكماى مشاء و از مواريث فلسفهء ارسطويى است ، با آن‌كه در طول تاريخ فلسفه اصلاح‌ها و تجديد نظرهايى در آن صورت گرفته ، و تعاريف جوهر و مقولات نه
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 7 ، ص 65 ( 2 ) . مهدى تدين ، ترجمهء نهاية الحكمه ، ص 200