نمود تازهاى به خود گرفتهاست . مثلًا در كشف مينهاى دريايى از دلفينها و در يافتن اجساد زير آوار مانده از سگها و گاهى در ارسال پيامها از پرندگان نامهرسان استفاده مىشود .
اما در غير از انسان ، جن و حيوانات يعنى در مجردات عادتهاى رفتارى وجود ندارد ؛ زيرا اولًا عقل عملى « 1 » كه همان ملكهء كارگزار در بدن موجودات نامبرده است در آنها وجود ندارد . و ثانياً در مجردات ، استكمال ارادى كه با عمل حاصل مىشود نيست . بر خلاف انسان كه با عمل خود استكمال بيشتر مىيابد ، مجردات همه كمالات را بالفعل از روز اول دارند .
نكتهء دوم اين كه صفات متقابل مانند شهوت و غضب يا حزن و سرور در علم طب مبادى معيّنى دارند . علم طب از عواملى كه موجب غضب مىشود مانند به جوش آمدن خون يا موجب سرور مىگردند ، گفتوگو مىكنند .
اما در علم اخلاق از اصلاح اين صفات و مورد به كارگيرى آنها و چگونگى اعتدال بخشيدن به آنها سخن به ميان مىآيد . همچنين در علم اخلاق گفته مىشود كه در چه موارد و چه مقدار بايد غضب كرد و به طور كلى غضب را در چه مسيرهايى بايد به كار گرفت .
مؤلف حكيم در اينجا مىفرمايد اگر افراط در غضب و شهوت براى انسان ملكهء راسخ گشت اعتدال از آن هم مىتواند براى انسان ملكه گردد . همان گونه كه اگر حزن بر انسان مستولى گشت و ملكهء دائمى براى انسان شد سرور هم مىتواند چنين گردد .
لذت و الم حسى ، خيالى و عقلى
متن
و من الكيفيّات النفسانيّة اللذّة والألم . . . في كلّ من هذه الأبواب .
هامش
( 1 ) . شرح عقل عملى گذشت . گفته شد كه عقل عملى دو معنا دارد و در اينجا معناى دوم مراد است ؛ يعنى همانملكهاى كه انجام افعال انسان و حيوان به آن منتسب مىگردد ، نه معناى اولى يعنى ادراك امور مربوط به عمل