ترجمه
هيئتى كه از اجتماع ملكات سه گانه ( عقل ، شهوت و غضب ) حاصل مىشود هيئتى كه نسبت آن به هر يك از ملكات ، نسبت مزاج به ممتزج مىماند ، و اثرش اعطاى حق هر ذى حقى از قوى به آن هست . هنگامى كه در حد اعتدال باشد ، آن را « عدالت » خوانند ، و اگر به جانب افراط تمايل يابد آن را ظلم و اگر به جانب تفريط متمايل گردد « انظلام » مىنامند .
و اعتدال متوسط از اين ملكات - كه اصول هستند و فروع متفرع بر آنها - « فضايل ممدوح » مىباشند . و دو طرف آن يعنى دو جانب افراط و تفريط آن « رذيله نكوهيده » مىباشند ، و بحث از فضايل و رذايل در فن ديگرى انجام مىشود .
شرح
تا به حال يكايك اين قوا و حالت اعتدال و انحراف آنها و اسامى هر يك را بيان كرديم . اما اكنون مىخواهيم بگوييم از مجموع هر يك از اين سه قوه يك هيئت جمعى پديد مىآيد كه آن هم اگر در مرز اعتدال باشد « عدالت » و اگر به جانب افراط منحرف شود « ظلم » و اگر به جانب تفريط كشيده شود « انظلام » ناميده مىشود .
بنابراين در تعريف عادل مىتوانيم بگوييم كه عادل كسى است كه هيئتى كه از سه قوّه عقل و شهوت و غضب در او پديد مىآيد در حدّ اعتدال باشد . و اگر آن هيئت به جانب افراط يا تفريط كشيده شود او ديگر عادل نيست .
گفتهاند : هيئتى كه از اجتماع آن ملكات به وجود مىآيد ، نسبت آن به مفردات ( يعنى تك تك اين سه قوه ) مانند نسبت مزاج به ممتزج مىماند . در طب قديم چنين مىگفتند كه اگر در انسانى كيفيتهاى ملموسى چون حرارت ، برودت ، رطوبت و يبوست در حد اعتدال باشد ، فرد از نظر جسمى داراى مزاجى معتدل هست و سالم مىباشد . هيئت حاصل از اين چهار كيف ملموس را « مزاج » و خود اين كيفهاى ملموس را « ممتزج » مىگفتند .
در بحث اخلاقى نيز نسبت هيئت حاصل از اين سه قوّهء عقل ، شهوت و غضب را
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 714
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٧١٤