عقل پيوسته ما را به خير واقعى دعوت مىكند ، مضافاً به اين كه ما را به سعادت نيز دعوت مىكند . با اين حال ممكن است مقدمات تحصيل آن با چيزهايى كه ملايم با طبع انسان است همراه نباشد . لذا در اين موارد قوّهء عاقله فعال است ، اما قوّه شهويه خاموش .
قوهء عاقله علاوه به دعوت به خير و سعادت انسان را از شرّ و شقاوت نيز نهى مىنمايد .
مرز بندى اصول اخلاقى انسان
متن
فالملكة العاملة في المشتهيّات إن لازَمْت . . . او إلى حدّ التفريط سميّت « غباوة » .
ترجمه
ملكهاى كه در مشتهيات ، فعال است اگر در افعال شايسته همان گونه كه شايستهاست ملازم اعتدال باشد « عفت » ناميده مىشود ، و اگر به جانب افراط منحرف گردد ، « شره » خوانده مىشود ، و اگر به جانب تفريط تنزل يابد « خمود » نامگذارى مىگردد .
و نيز ملكهاى كه مرتبط با غضب است حد اعتدالى دارد كه شجاعت است ، و داراى دو جانب افراط كه « تهور » و تفريط كه « جُبن » است ، مىباشد .
همين طور است ملكهاى كه در خير و شر و نفع و ضرر حاكم است . اگر ملازم با وسط اعتدال باشد و به عمل شايسته آن طور كه بايد مشغول باشد « حكمت » ناميده مىشود ، و اگر به جانب افراط تمايل يابد « جُربزه » و اگر به جانب تفريط كشيده شود ، « غُباوه » نامگذارى مىگردد .
شرح
انسان كامل انسانى است كه اصول اخلاقى وى به نحو معتدل و سالم رشد يابد . اگر برخى قواى او رشد كنند و برخى ديگر از حد لازم كمتر باشند ، در انسان حالتى به وجود مىآورند كه شبيه عكسهاى كاريكاتور مىماند . در برخى كاريكاتورها فى