شرح
در اين دو فقره به دو نكته اشاره مىكنند . يكى دربارهء تعريف شكل است .
مىفرمايد شكل ، هيئتى است كه از احاطهء يك حد بر كمّ مانند احاطه حدى كه در كميّت دايره هست يا احاطه چند حد مانند احاطهء خطوطى كه در اشكال مربع يا مثلث يا ذوزنقه وجود دارند به وجود مىآيد .
بنابراين « شكل » نفس سطح يا جسم تعليمى يا نفس حدود و خطوطى كه آن را احاطه كردهاند ، نيست . بلكه هيئتى است كه از احاطه اين حدود پديد مىآيد .
فى المثل در شكل مثلث هيچ يك از اضلاع مثلث به نحو منفرد شكل مثلث نيستند ، همانطور كه مجموع آن اضلاع هم منهاى هيئتى كه از آن به وجود مىآيد مثلث نيستند . بلكه هيئتى كه از سه ضلع حاصل مىشود شكل مثلث است . همين طور در اشكال مربع يا ذوزنقه يا كره .
نكتهء دوم اين كه شكل در قلمرو كيفيات هست نه از مقولهاى ديگر ؛ زيرا تعريف كيف كه عبارت از عدم قبول انقسام و عدم قبول نسبت هست بر آن منطبق است .
اگرشكل مربع را تقسيم كنيم آنچه مىماند ديگر مربع نيست ، و همين طور در اشكال ديگر . پس شكل به دليل مطابقت تعريف كيف بر آن ، در قلمرو كيفيات محسوب مىشود .
زاويه چيست ؟
متن
والزواية هي الهيئة الحاصلة من إحاطة . . . لا نطباق خواصّ الزواية عليها .
ترجمه
« زاويه » هيئتى حاصل از احاطهء ناقص دو يا چند حد است ، كه در يك حد با يكديگر تلاقى مىكنند ، همچون زواياى مسطح كه حاصل مىشوند از احاطهء دو خطى كه در يك نقطه تلاقى