شرح
ماهيات حقيقى داراى وحدت حقيقى هستند ، بر خلاف ماهيات اعتبارى كه مركب از چند ماهيتند و اعتباراً براى آنها لحاظ وحدت مىكنيم . مفهوم خِلقت كه تركيبى از رنگ و شكل يك جسم موجود است يك ماهيت اعتبارى است و نمىتواند در قلمرو كيفهاى مختص به كم باشد .
اگر چنين مىبود لازم بود از آن جهت كه رنگ جزيى از آن است داخل در مقولهء كيف مبصر و از آن جهت كه شكل جزيى از آن است داخل در كيف مختص به كم شود ، در حالى كه اين دو ، دو جنس متباين هستند ، و يك ماهيت نمىتواند تحت دو جنس متباين درآيد .
شكل چيست ؟
متن
امّا القسم الاوّل ، فالشكل هيئةٌ حاصلة . . . او جسم أحاط به حدود خاصة .
ترجمه
اما قسم اول ( كه شكل و زاويه باشد ) شكل هيئتى است كه از احاطهء كامل حد يا حدودى بر « كمّ » حاصل مىشود ، مانند شكل دايره كه خط واحدى آن را احاطه كردهاست . و مانند شكل مثلث و مربع و كثير الاضلاع كه خطوط متعددى آنها را احاطه كردهاست . همچنين كره كه سطح واحدى آن را در بر گرفتهاست . و نيز مانند مخروط و استوانه و مكعب كه سطوح متعددى آنها را احاطه نمودهاست .
شكل « 1 » از جملهء كيفيات است ؛ چون تعريف كيف بر آن منطبق است . شكل همان سطح يا جسم ( تعليمى ) يا حدودى كه آنها را احاطه كرده و يا مجموعى از اينها نيست ، بلكه هيئتى است كه از احاطهء ( يك يا چند ) حد بر سطح يا جسم پديد مىآيد .
هامش
( 1 ) . اين همان مختار نزد حكماست و اما رياضيون مىگويند كه شكل عبارت است از : « كمٌّ احاطَ به حدٌّ او حدودٌاحاطةً تامة فالدائرة مثلًا عند الحكماء هيئة حاصلة للمسطح من احاطة خط واحد و عند الرياضيين سطح احاط به خط واحد