سپاس پرستش مىكنند و اين عبادت آزادگان است . )
و در كتابهاى « علل » و « مجالس » و « خصال » به طور مسند از يونس ، از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمودند :
إنّ النّاس يعبدون اللّه على ثلثة أوجه ، فطبقة يعبدونه رغبة فى ثوابه ، فتلك عبادة الحرصا ، و هو الطّمع ، و آخرون يعبدونه خوفا من النّار ، فتلك عبادة العبيد ، و هى رهبة ، و لكنّى أعبده حبّا له عزّ و جلّ ، فتلك عبادة الكرام ، لقوله عزّ و جلّ :
« وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ »
« 1 » و لقوله عزّ و جلّ :
« قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ » ،
فمن أحبّ اللّه ، عزّ و جلّ ، أحبّه اللّه . « 2 » ( همانا مردم خدا را سهگونه مىپرستند : دستهاى او را براى رسيدن به ثواب مىپرستند ؛ اين عبادت آزمندان است و اين طمع است . و ديگر دستهاى هستند كه خدا را از بيم آتش پرستش مىكنند و اين عبادت بردگان است و اين ترس است . و اما من او را از سر دوستى مىپرستم و اين عبادت بزرگواران است چون خدا فرموده است : و آنان از درد و فشار آن روز در امان هستند . و باز فرموده است : بگو اگر خدا را دوست داريد مرا پيروى كنيد تا خدا شما را دوست بدارد . پس هركس كه خدا را دوست داشته باشد خدا نيز او را دوست خواهد داشت . )
در كتاب « مناقب » روايت شده است كه :
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چندان مىگريست كه از خود بىخود مىگشت و به او مىگفتند آيا چنين نيست كه خداوند تمامى گناهان شما را از گذشته و آينده بخشيده است ؟ مىفرمودند : آيا بندهاى سپاسگزار نباشم ؛ افلا أكون عبدا شكورا . « 3 »
مىگويم : بازگشت شكر و حب به يك چيز است ، زيرا شكر يعنى ستايش جميل
هامش
( 1 ) . نمل / 89
( 2 ) . خصال ، ص 188 . - و .
( 3 ) . أمالى شيخ طوسى ، ص 404 . - و .