خود بدعت انگيختند ، ما بر آنها جز آنكه رضا و خشنودى خدا را طلبند ( در كتاب انجيل ) ننوشتيم . و باز آنها چنانكه بايد و شايد مراعات آن را نكردند . )
و گفتند كه : طريق معرفت نفس در شريعت اسلامى وارد نشده است و شريعت ، راهى است براى رسيدن به مكارم اخلاق ( پايان سخن مخالفان روش معرفت نفس ) . و از همين رو است كه برخى از رياضتها و روشهاى مخصوص كه در نزد اين گروه يافت مىشود در كتاب و سنت يافت نمىشود و در سيرهء رسول خدا و خاندان پاك او عليهم السّلام مشاهده نشده است . و اين بنابر آن چيزى است كه ذكر آن گذشت و مراد از اين روشها گذر كردن و رسيدن به هدف اصلى است به هرگونهء ممكن ، و نيز روشهايى كه از غير مسلمانان از حكيمان متأله و اهل رياضت نقل شده است همينگونه است : چنان كه اگر به كتابها و آثار ايشان مراجعه شود مطلب آشكار مىگردد .
اما آنچه كه نزد اهل حق ، حقيقت به شمار مىآيد و از كتاب و سنت آشكار مىشود اين است كه شريعت اسلام به هيچوجه توجه به غير خدا و اعتماد و گرايش به غير او را به سالكان راه اجازه نمىدهد ، مگر اينكه خود به لزوم آن و انجام آن فرمان داده باشد . و همانا شريعت اسلام هيچ چيزى از لوازم سير به سوى خدا و اندكى از آنچه مربوط به سعادت و نيكبختى يا شقاوت و نگونسارى شود ، خواه ريز يا درشت فروگذار نكرده است ، بلكه آن را بيان و آشكار ساخته است ، پس هركسى در گرو عمل خويش است و هماهنگ با عملش پاداش و كيفر مىيابد . خداوند سبحان مىفرمايد :
وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ .
« 1 » ( و ما بر تو اين قرآن عظيم را فرو فرستاديم تا حقيقت هر چيز را روشن كند . ( و راه دين حق را از راههاى باطل بنمايد . ) )
و مىفرمايد :
وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ .
« 2 » ( و ما در اين قرآن
هامش
( 1 ) . نحل / 89
( 2 ) . روم / 58