تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
ارادتمندان و سرسپردگان پروپاقرص كريشنا بود ، اين نهضت را در بنگال رونق بخشيد و شهر مقدس متعلق به كريشنا ، بريندابان را از نو آباد كرد . اين نهضت‌ها از يك سو سبب سستى پاره‌اى از قيد و بندهاى كاستها شدند . از سوى ديگر سبب انجماد بيشتر بعضى از قيد و بندها گرديدند . امّا تمام اين نهضت‌ها ، براى ابراز عقايد و نظرات خود ، از زبان‌هاى محلى سود مىجستند . اين‌گونه در تحول زبان‌هاى امروزى سرزمين هند ، از قبيل زبان ماراتى و بنگالى ، تأثير فوق العاده گذاشتند . در اثر نفوذ همين فرقه‌ها بود كه در سدهء نوزدهم اين زبان‌ها ديگر از صورت لهجه‌هاى محلى خارج شده و هويت زبانشناسى مشخصى پيدا كردند . زبان هندى وام‌دار تولسى داس اهل بنارس ( 1623 - 1534 ) است كه حماسهء راماين ، داستان سانسكريتى راما و سيتا ، كه حكم كتاب آسمانى مردم شمال هند را دارد ، به زبان هندى درآورد و زبان هندى امروزى را بنياد گذارد . بر اين تحولات دينى و ادبى ، كه علاوه بر تأثير در طرز برخورد مردم آن زمان بر آينده نيز سايه انداختند ، تحولات آشكارتر سياسى و عقيدتى را نيز بايد افزود . در شمال موضوع پيدايش و نشر آيين سيك‌ها پيش آمد . سيك‌ها در آغاز فرقه‌اى وحدت خواه بودند كه مىخواستند دو جامعهء بزرگ هندوان و مسلمانان را يكى كنند . نانك حكيم مردى صلح‌جو بود كه انديشه‌هاى توحيد و برادرى را از اسلام اقتباس كرده بود . جانشينان او به تدريج درگير اختلافات سياسى محلى شده و به صورت خانهاى محلى درآمدند . نخستين برخورد با مغولان هنگامى پيش آمد كه بزرگ سيك‌ها بر سر جانشينى جهانگير خطا كرد و از پسر گمراه جهانگير پشتيبانى كرد . با اعدام حكيم سيك تق‌بهادر در سال 1675 ، به دست اورنگ‌زيب ، اختلاف به اوج خود رسيد و قطعى شد . جانشين تق‌بهادر ، حكيم كوبيند تحول فرقهء سيك را كامل كرد . آن را به صورت فرقه‌اى كاملا متعصب و متفاوت با كيش هندوى و اسلام درآورد . هر چند اندكى پيش از مرگ تسليم بهادر شاه شد امّا خصومت و