تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
بىنتيجه ماند . پس از فرارى افسانه‌اى و مسافرتى جسورانه و نشان دادن نبوغ رهبرى سبب شد كه سيواجى ، به هنگام مرگ در سال 1680 ، صاحب سلطان‌نشينى متشكل و يكپارچه در مغرب هندوستان شود . نبوغ سيواجى فقط در اين نبود كه با كاربرد شيوهء جنگ‌هاى چريكى مغولان را فريب و شكست داد . بلكه توانست مردم خود ، خواه برهمن‌هاى سخت پايبند مقررات كاستى يا سودراهاى آزادى طلب را ، به صورت يد واحد و قدرتى يكپارچه درآورد . شعار او دفاع از گاو و سرزمين آبا و اجدادى و دين و ميهن بود . مخلوطى بود از ملىگرايى ماراتايى و كيش هندويى . ماراتا دولتى محلى بود كه نطفهء دولت ملى سرتاسرى شد . در سال 1681 با عزيمت اورنگ‌زيب به دكن جنگ از سر گرفته شد . پس از سقوط دكن بر شدّت آن افزوده گرديد ، و به مدّت 26 سال تا مرگ اورنگ‌زيب ادامه يافت . جنگ سراسر دكن و تا عمق نواحى جنوبى كشيده شد . مىگويند اين جنگ سبب فرسودگى امپراتورى مغولان و ضعف اخلاقى آن شد . اضافه مىكنند كه در اركان شاهنشاهى مغولان رخنه انداخت و سبب دل شكسته شدن اورنگ‌زيب گرديد . اينها همه اغراق است . ديديم چگونه بهادر شاه توانست در مدّت كوتاه پنج سال قدرت شاهنشاهى را از نو زنده و جوان كند . درست است منابع فراوانى مصرف شد ، ضعف اخلاقى و معنوى پيدا شد . امّا معمولا نكتهء بسيار بااهميتى در اين‌جا فراموش مىشود . در طول اين جنگ‌ها بود كه پادشاهى متشكل سيواجى از هم پاشيده شد . ميهن‌پرستان خوشنام كه به علت مدارا با دشمنان و خوشرفتارى با مردم كوچه و بازار ، شهرت نيك و محبوبيت همگان داشتند ، تبديل شدند به چپاولگران جسورى كه نه تنها شرح شجاعت آنان زبانزد همگان بود ، بلكه داستان‌هاى خونخوارى و خشونت آنان نيز عالمگير شد . اين شهرت سرانجام تمام هندوستان را فراگرفت تا اين كه اسم و شهرت آنها سبب دلهره و بيم يكسان مسلمانان و هندوان شد . استقلال ماراتا حفظ شد ، امّا به قيمت از دست دادن