بزرگترين فرمانرواى مسلمان هند ياد مىكنند . از ياد بردهاند كه اورنگ زيب نيز تقريبا به همان طول مدّت اكبر يعنى 48 سال بر هندوستان حكمروايى كرد . كشورى كه از خود به جاى گذاشت به مراتب از آنچه به او سپرده شده بود وسيعتر بود . حقيقت اين است كه هر چند اورنگزيب از طريق خشونت و خونريزى به قدرت رسيد اما در اين زمينه فرق چندانى با ديگر شاهان مغولى هند نداشت . اگر اورنگزيب در رسيدن به قدرت توفيق يافت نه به آن علت بود كه از ديگران خشنتر و خونريزتر بود . آنچه موجب كاميابى او شد كفايت بيشتر و چيرهدستى و مهارت زيادتر او در بازىهاى سياسى آن روزگار بود . از خونريزى بىدليل و غير لازم پرهيز مىكرد . پدرش را نكشت .
از قتل كسانى كه اطاعت او را گردن مىنهادند صرفنظر مىكرد . پس از آن كه پايههاى قدرت خود را محكم ساخت ، نشان داد مديرى با قابليت است . تا آخر عمر كه به 78 سالگى رسيد زمام امور را با توانايى در دست داشت .
جذابيت پدر و جد خود را نداشت . امّا سبب برانگيختن رعب و وحشت خاص خود بود . در زندگى خصوصى ، برعكس ديگر شاهان مغول ، ساده و رياضتكش بود . مسلمانى سنى بود كه تمايلات شديد سنتگرايى داشت .
مىخواست سرمشقى باشد براى ديگر مسلمانان . تفاوت برخورد او و اكبر با هندوان در اين بود كه او عمد داشت تا نشان دهد نسبت به هندوان تسامح و تساهل مىورزد . حال آنكه اكبر صميمانه ميان خود و هندوان فرقى نمىگذاشت . آنها را با خود برابر مىدانست . آنچه دربارهء ناسازگارى او با هندوان شهرت دارد افسانههاى بىپايه است . مانند بنا كردن مسجدى در بنارس سر جاى معبدى متعلق به هندوان .
دورهء فرمانروايى اورنگزيب به دو بخش تقريبا برابر با يكديگر تقسيم مىشود : نخستين بيست و پنج سال حكومت او عمدتا ادامهء روشهاى شاه جهان است همراه با پرهيز از ولخرجىهاى او . به ماراتاها و جتها و ديگر قبايل شمال غربى اجازهء سركشى نمىداد . شاهنشاه يا با دبدبه و شكوه در
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 68
مساهمون: روميلا تاپار
ص٦٨