دشمنى چنان به خشونت كشيده شده بود كه ديگر امكان هيچگونه مصالحه و سازش نبود و اين كيش نوين به گونهاى آشكار و مشخص با اسلام دشمنى پيدا كرده بود . به رغم منازعه و دشمنى با اسلام وامهايى كه كيش سيك از اسلام گرفته است آشكار است . نه تنها استعمال مشروبات الكلى در ميان سيكها حرام بوده بلكه مصرف هر نوع دود و تنباكو نيز از جمله محرمات آن كيش است . خوردن گوشت در ميان آنان مجاز است . سيكها كتاب مقدسى دارند كه گرانته صاحب نام دارد . سيكها همانند مسلمانان بتپرستى و آئين كاستها را ناپسند و مذموم مىدانند . مانند غازىهاى مسلمانان جمعى جنگجوى مذهبى دارند كه اكاليس ناميده مىشوند ، و انديشهء شهادت به هنگام جهاد را نيز از اسلام اقتباس كردهاند . سه قرن تمام است كه سيكها يا آرامش پنجاب را بر هم زدهاند و يا در آنجا فرمانروايى كردهاند . هنوز هم از شدت و نفوذ اين اثر فتنهانگيز در آنجا كاسته نشده است .
بزرگترين نهضت ، كه حداكثر توجه مورخان را به خود جلب كرده ، شورش ماراتاهاست . اين قوم يا مردم سختكوش و متحمل و توانا ساكن نواحى غربى كهتز بوده و در جلگهء باريك ساحلى اطراف كونكان و دكن و نواحى مركزى هند سكنى دارند . عمدتا از اقليتى برهمنهاى باهوش و دانا و اكثريتى از سودراها يا روستاييان ، تشكيل مىشوند . كوتاه قد و خپله و نازبيا مىنمايند . امّا حيلهگر و پرتحمّل و جسور و با ابتكار و پشتكار دارند .
سرزمينى كه در آن زندگى مىكنند فاقد ثروتهاى طبيعى بوده و يادگارى از گذشتهها ندارند . نسبت به لذتها و زيبايىهاى زندگى بىاعتنايند . با آن كه فاقد گذشتهء تاريخى بودند ، نسبت به سرزمين خود احساس دلبستگى داشتند . احساسى كه شرط لازم براى ملىگرايى است . اين كه چرا و چگونه با چنان درخشندگى حيرتانگيز در سدهء هفدهم پا به صحنهء تاريخ گذاشتند ، توجيه نشدنى است . مگر اين كه براى شخصيت فرد در تاريخ اهميت فوق العاده قائل شده و بگوييم آنچه شد نتيجهء نبوغ سيواجى است . درضمن
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: روميلا تاپار
ص٧٢