ديگرى نيز دارد : عشق آتشين او به ممتاز محل حكايت از ظرافت عظيم احساساتى او مىكند . اما اين عشق او مانع از آن شد كه ممتاز محل را على رغم وضع جسمى او ، هرجا كه مىرفت ، همراه خود نبرد . در نتيجه در سى و نه سالگى پس از چهاردهمين وضع حمل در نگذرد . در جوانى نه تنها جاهطلب بود بلكه به شدّت سنگدل و كينهجو نيز بود . بيشتر از پدرش كفنفس داشت اما از او نيز ظالمتر بود . چون به سلطنت رسيد تمام بازماندگان ، از جمله برادران و عموهاى خود را كه در آن روزگار فاقد هر نوع اهميت سياسى بودند ، هلاك كرد . در اواخر عمر تا آن حد در عياشى و خوشگذرانى راه افراط پيمود كه حتّى در آن عصرى كه اينگونه اعمال عادى و طبيعى دانسته مىشد مورد انتقاد قرار گرفت . غم و اندوه روزهاى آخر عمر او انعكاس مستقيم اعمالى بود كه در آغاز زندگى انجام داده بود . زندانى غمزدهاى كه ، با حسرت از درون حصار قلعهء اگرا در آن سوى رودخانهء جوما به بناى تاج محل مىنگريست . مردى سالخورده كه با سنگدلى قدرت را به دست آورده بود و از طريق عياشى آن را از دست داده بود . به عنوان فرمانروا سى سال با قدرت بر هند حكومت كرد و افسانهاى از شكوه و جلال و رفاه اقتصادى و ظلم و بىعدالتى به جا گذاشت .
اگر سرگذشت شاه جهان را بيش از حد عاشقانه جلوه دادهاند زندگانى پسر و جانشين او ، اورنگزيب ، را بيش از واقع خشن و سخت به نمايش گذاشتهاند . شرح به قدرت رسيدن او و داستان هيجان جنگ او با پدرش و زندانى كردن او و كشتن برادران و عموزادگان وى از طريق انتشار سياحتنامهء برنر ، در سال 1670 ، در اروپا فراگير شد . بعدها مورخان ، تعصب و سختگيرى او را با تساهل و مسامحهء اكبر و ناكامى او را در نبرد با ماراتاها با كاميابى اكبر در درگيرى با راجپوتها مقايسه كردند . به طور كلى از او تصويرى ساختند متضاد با نبوغ اكبر . تصويرى كه هنوز در همهجا ، به استثناى پاكستان ، از اورنگزيب مىشناسند . فقط در پاكستان است كه از او
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 67
مساهمون: روميلا تاپار
ص٦٧