تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
محض آن كه از شهر بيرون مىرفت و پايش به روستا مىرسيد تمام مىشد . امّا هرجا به مسند قدرت مىرسيد دوباره زبان فارسى را مىيافت . بزرگ‌ترين هديه‌اى كه مغولان به هند و هنديان دادند ، سايه‌اندازى بخشى از فرهنگ ايرانى بر سرتاسر شبه قاره هند بود . نفوذ فرهنگ ايرانى در جامعه آن روز هند همان چيزى است كه پروفسور توين‌بى آن را « تمدن زودرس ؟ » مىخواند . مغولان ترك بودند و زبان مادرى نسل‌هاى اول سلاطين مغول هند ، تركى و زبان فارسى زبان دوم آنان بود . وقتى به هند آمدند بسيارى از ويژگىهاى زندگانى عشايرى اسلاف خود را هم به هند آوردند . ويژگىهاى مثل لقب تركى خان ، مگس‌پران دم اسبى ، علاقه به گوشت اسب و شكار و مجالس افراط در باده‌نوشى ، معمارى تالارهاى بار عام كه در واقع خيمه و خرگاه‌هايى بود ساخته شده از سنگ . با اين همه زيبايى درخشان فرهنگ ايرانى آنان را چنان مجذوب و مسحور ساخت كه آن فرهنگ را تمام و كمال پذيرفتند و در هند ، ميان هنديان ، رواج دادند . در اين زمينه تعصبى همانند سخت‌گيرىهاى گروندكان به كيشى نوين را پيدا كردند . براى شاهان مغول تمدن برابر بود با فرهنگ ايرانى . بنابراين طرز تلقى آنان با مسائل فرهنگى از اعتقادى راسخ نيرو مىگرفت . محققان امور فرهنگى در آينده ( هنوز كسى به تحقيق در اين زمينه نپرداخته است ) به موضوع تفاوت و تضاد ميان ترك‌هاى مغول در هند و ترك‌هاى عثمانى در تركيه خواهند پرداخت . مغولان چنان با فرهنگ ايرانى خو گرفتند كه آن را مانند بيمارى واگيردار به هند بردند . ترك‌هاى عثمانى سعى كردند كه با فرهنگ خود زندگى كرده ، نه از فرهنگ ايرانى متأثر شوند و نه از فرهنگ يونانى . درست است كه زبان فارسى سال‌هاى سال پيش از آمدن مغول‌ها در هندوستان رواج داشت . ترك‌هاى موسوم به سلاطين دهلى از زبان فارسى براى مقاصد بازرگانى و ادبى استفاده مىكردند . در سدهء سيزدهم و چهاردهم ميلادى دهلى يكى از مراكز ادب فارسى بود . اما در روزگار فرمانروايان
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 57 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده