ايالتى و شهرى به صندوق حكومت سرازير مىشد . مبالغى هم كه به عنوان رشوه ، براى راه انداختن كارها ، به مأموران كم بضاعت دولت پرداخت مىشد ، بخشى از همين نظام بود . بازرگانان نيز بخشى از اين درآمد را اندوخته مىكردند تا به هنگام نياز و يا جنگ بتوانند نيازهاى پولى امرا و نجبا را برآورده كنند . تنها بخشى از ارزش اضافه توليدى كه از چنگ اين و آن مىگريخت به صورت شمش نقرهء وارداتى بود كه غيب مىشد . بخشى از اين نقره وارداتى به صورت دستبند و النگو و جواهرات عروس و نذورات معابد و حتّى دادن گرو براى دريافت مساعده مصرف مىشد . بقيهء آن به علّت نبودن بانك و مؤسسات مالى ، اينجا و آنجا ، دفن و پنهان مىگرديد .
درآمدهايى كه به نحوى از انحاء دولت وصول مىكرد هزينهء دستگاه ادارى و كارمندان آن مىشد . مقررى منصبداران ، به حساب امروز ، هنگفت بود . اما بايد به ياد آورد هزينههاى واحدهاى نظامى را كه تعهد كرده بودند مىبايست از محل همين مقررى بپردازند . مقررى هر يك از پنج هزارىها ( عاليترين رتبهء ممكن ) در سال معادل 24000 ليرهء انگليسى - در آن روزگارى كه مجموع عايدات دولت انگليس در سال يك ميليون ليره هم نمىشد - بود .
دويست سال بعد ، حقوق فرمانرواى كل انگليسى نژاد هند بيست و پنج هزار ليره در سال بود . درآمدهاى حكومتهاى مغولان هند چنان بود كه حتى پس از پرداخت تمام اينگونه هزينهها باز مبالغ هنگفتى باقى مىماند كه مىتوانست در رشتههاى توليدى به كار انداخته شود . امّا در عمل چنين نمىشد . شاهى دورانديش مانند شاه جهان با درآمدهاى اضافى طلا ذخيره مىكرد . ذخيرهاى كه جانشين او هزينهء جنگ و تظاهر و خودنمايى كرد .
حرص به شهرت و كسب اعتبار سلاطين مغول را مجبور مىساخت پيوسته بر جلال و شوكت شخصى خود بيفزايند . يا آنكه بناهاى شكوهمند عمارت كنند . انگيزهء ميراث معمارى كه مغولان از خود به جا گذاشتند را ، بعد از تاج محل بايد در همين نكته جستوجو كرد . كم يا بيش همانند كيك شكولاتى كه
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 54
مساهمون: روميلا تاپار
ص٥٤