زيادتر بوده است . زيرا فرمانروايان آنان ، حتى اگر مىخواستند هم ، نمىتوانستند كمكى به او نمايند . قشرهاى متخصص در هر دو جامعهء هندى و اروپايى ، در ضمن تنگدستى ، از امنيت نسبى برخوردار بودند . شايد وضع هنديان اندكى بهتر از وضع اروپاييان بود . امّا قشر بازرگان هندى به علّت استبداد و نظام كاستى و تنگنظرىهاى طبقاتى با محدوديتهاى شديدترى روبرو بود . بازرگان هندى نمىتوانست مانند بازرگانان لندن و آمستردام ثروت خود را نشان دهد . اگر به دربار احضار مىشد نه به عنوان مشاور مالى صاحب عزّت بود بلكه انگيزهء احضار آنها اغلب اوقات قصد سروكيسه كردن آنان بود . به گونهاى بسيار كلى مىتوان گفت هند دورهء مغولان با جمعيتى بيش از يكصد ميليون نفر از سطح زندگى معادل با سطح زندگى اروپاى معاصر برخوردار بود . هر چند ثروت و دارايى بر الگويى سواى الگوى اروپا تقسيم و توزيع مىشد . وضع تغذيهء روستاييان هندى اندكى بهتر از وضع تغذيهء روستاييان اروپايى بود . بازرگان هندى به مراتب كمتر از بازرگان اروپايى مىتوانست از دارايىهاى خود به سود شخصى خودش استفاده كند .
جهانگردان اروپايى ، كه از هند آن دوره ديدن كردهاند ، شرح مبسوطى دربارهء فقر و تنگدستى روستاييان هند نوشتهاند . امّا بايد به ياد آورد تا قبل از وقوع انقلاب كشاورزى در مغرب زمين روستايى اروپايى نيز دچار فقر و تنگدستى بود . بنابراين مزيتهاى عمدهء اروپا نسبت به هند آن دوره موضوع انباشت سرمايه و سرمايهگذارى بازرگانان و دولتهاى اروپايى در امور توليدى بود .
مشاهدهگرى كه تنها شهرهاى هند مغولان را سياحت كرده بود تصور مىكرد هند سرزمين مسلماننشينى است كه هنوز معدودى بتپرست و مشرك در آنجا به سر مىبرند . زبان رايج آن ديار زبان فارسى است . همه جا چشمش به مساجد و آرامگاههاى مسلمانان و كاخها و سپاهيان مىافتاد .
گوشش زبان فارسى يا چيزى شبيه به آن مىشنيد . آنچه را به چشم مىديد به
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 56
مساهمون: روميلا تاپار
ص٥٦