سلطاننشين دهلى تعداد كسانى كه به زبان و ادب فارسى علاقهمند بودند به شدّت معدود بود و حيطهء نفوذ آنان محدود . افق ديد آنان چنان از افق ديد مردم هند دور بود كه زبان فارسى نمىتوانست بر تمام هند اثر گذارد .
فرمانروايان آن روز هند ، همانگونه كه امروزه ميليونرهاى آمريكايى آثار نقاشان فرانسوى را جمع مىكنند ، شعراى فارسى زبان را در دربار خود گردآورى مىكردند . اما به دورهء مغولان كه مىرسيم تمام فضاى احساسى و رابطهها تغيير مىكند . در داخل هند دو جامعهء هندو و مسلمان شروع كرده بودند كه با يكديگر تماس گرفته و با هم جوش بخورند . بنابراين به مراتب بيش از پيش آمادگى پيدا شده بود كه يكى از هر دو طرف از ديگرى اقتباس فرهنگى كند . امّا در خارج از هند ، ايران توانسته بود از زير ضربات حملات مغول دوباره قد راست كند . صفويه دولتى نيرومند شده بود . نه تنها اعتبار سياسى و نظامى هنگفتى داشت بلكه از حيثيت ادبى بسيار بالايى نيز برخوردار بود . ايران و ايرانيان توفيق يافته بودند فاتحان وحشى خود را با تمدن ايران آشنا كنند و از آنها افرادى متمدن بسازند .
نخستين لايه از قباى تمدن ايرانى كه مغولان پيكر هند را با آن خلعت پوش كردند زبان فارسى بود . زبان فارسى زبان رسمى و دولتى شده بود .
چون شبكهء دستگاه دولتى همه جا را فراگرفت زبان فارسى نيز در همهجا گسترش يافت . اعتبار فرهنگى زبان فارسى باعث شد تمام جوانان ، جوياى اسم و رسم در همهجا ، درصدد فراگرفتن آن برآيند . خواه به عنوان نماد فرهنگى و خواه به عنوان وسيلهء كسب جاه و مقام ادارى . زيبايى و طيف وسيع ادبيات فارسى حتّى سودجوترين كسانى را كه فارسى ياد مىگرفتند ، اسير و مجذوب خود مىساخت . از سوى ديگر سابقهء پيش از اسلامى بودن آن سبب مىشد ، هندىها به گونهاى به آن علاقهمند شوند كه هيچگاه زبان عربى اين علاقهمندى را در آنان ايجاد نمىكرد . يكى از بزرگترين قدمها در راه نفوذ زبان فارسى آنگاه برداشته شد كه نجباى هندى و رؤساى ادارات هندى آن را
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: روميلا تاپار
ص٥٨