به كار گرفتند . اتّحاد و تشريك مساعى اكبر با راجپوتها بر استحكام اين امر افزود . از اين زمان به بعد ، زبان فارسى زبان ديپلماسى تمام هندوستان شد . در دربار راجپوتها زبان رسمى زبان فارسى شد . تمام منشيان و دبيران هندى فارسىدان و فارسىنويس شدند . چون مبشر مسيحيت شوارتز به سفارت نزد راجه هندى تنجور در جنوبىترين ناحيهء هند رفت مذاكرات با زبان فارسى انجام يافت . دانشجويان هندى تا آخرين سالهاى پيش از جنگ دوم جهانى معمولا زبان فارسى را به عنوان يكى از درسهاى دكتراى خود انتخاب مىكردند .
دومين اثر نفوذ ايرانى در زمينهء هنر بود . تحول معمارى مغولى را از ابتداى شروع آن مىتوان رديابى كرد . با آرامگاه همايون ( 1560 ) ، كه معمارى آن كاملا ايرانى است ، شروع مىشود . آنگاه اسلوب معمارى هندى - اسلامى روزگار اكبر كه در تاج محل به حد اعلاى شكوفايى مىرسد . بنايى كه در هيچ كجاى دنيا نمىشود عمارت كرد مگر در هند . پىافكندن بناى تاج محل بدون نفوذ معمارى ايرانى غير ممكن بود . در زمينهء نقاشى سبك و اسلوب ايرانى با سنتهاى محل هند در هم آميخت و سبك مينياتور مغولها را به وجود آورد كه تا سدهء نوزدهم دوام آورد . عشق ايرانى به آب و گل و گياه در باغهاى مغولان هند تجلى يافت . يكى از نخستين اقدامات بابر به محض آن كه به اگرا رسيد پىانداختن باغى ايرانى بود . يكى از آخرين اقدامات آخرين پادشاه مغول هند نيز احداث باغى ايرانى بود . اين ماجرا را در تمام هنرهاى تزيينى هند مىتوان رديابى كرد . اسلوبهاى ايرانى و نقش و نگارهاى ايرانى را در كاخهاى هندوان و خانههاى مسلمانهاى هند مىتوان ديد . مغولان هند در ابتدا لباس تركى مىپوشيدند . امّا كمكم در لباسهاى آنان آثار ظرافت لباس ايرانى پيدا شد تا آن كه سرانجام تمام نجباى آن روزى ، لباس ايرانىپوش شدند . ريشههاى لباس هندى نهرو را ، در خياطى ايرانى بايد رديابى كرد . شعر و سرود فارسى هميشه براى شنوندهء هندى دلنشين بوده است . امّا اين مغولان
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 59
مساهمون: روميلا تاپار
ص٥٩