تصويرى كه از هندوستان آن زمان داريم چنين است : سرزمينى گسترده و پر از روستا . ساكنان روستاها تنها نگران كاشت و برداشت و بارش بارانهاى موسمى [ به فارسى برشكال ] بعدى بودند . آنچه يكنواختى اين سرزمين وسيع را در هم مىريخت ، چند مركزى بودن قدرت سياسى بود . خصوصيات ظاهرى اين مراكز قدرت سياسى خودنمايى ، تجملپرستى و انبوه جمعيت بود . اقتصاد كشاورزى اصولا جنبهء معيشتى داشت ، امّا همراه با فعاليت بازرگانى وسيع و صنايع قابل ملاحظه . هر چند مجموع اين فعاليتهاى بازرگانى و صنعتى در مقايسه با كل اقتصاد هند ناچيز بود امّا به خودى خود اهميّت داشت و بخش عمدهء مخارج دولت و هزينهء جنگهايى را كه دولت انجام مىداد تأمين مىكرد . دشوارىهاى موجود بر سر راه حمل و نقل كالاها موجب محدوديت شديد بازرگانى بود . كالاهاى پرحجم و سنگين را تنها از طريق رودخانهها و درياهاى مىشد انتقال داد . مانند شكرى كه در بنگال و مدرس توليد مىشد . يا سنگ نمكى كه از بنگال به دست مىآمد . حمل كالاهايى كه حجم متوسط داشت ، مثل نيل ، ترياك ، تنباكو و پارچههاى پشمى ، گران تمام مىشد ، خواه از راه خشكى و يا آبى . اين گرانى هزينهء حمل و نقل باعث مىشد تا اين قبيل اجناس به صورت كالاهاى تجملى درآيند .
كالاهاى تجملى ديگر مانند طلا و نقره و عاج و پارچههاى لطيف ابريشمى را با شتر ، از طريق گذرگاههاى شمال غربى ، حمل مىكردند . يا با اربههاى گاوميشى به جاى ديگر مىفرستادند . حجم بازرگانى آن زمان از اين جا معلوم مىشود كه در سال تقريبا سى هزار تن كالا با كشتى از هندوستان صادر مىشد و تنها در حدود پانصد تن با سه هزار شتر از طريق خشكى . از جملهء كالاهايى كه از روزگار باستانى ، هند در توليد آنها شهرت جهانى داشت پارچههاى پنبهاى بود كه هم به شرق صادر مىشد و هم به غرب . در جنوب تجارت ادويه اهميت داشت كه محدود بود به سواحل مالابار . بازرگانى هند با خاورميانه و اروپا رونق داشت . صادرات هند عبارت بود از قماش ، نيل ،
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 52
مساهمون: روميلا تاپار
ص٥٢