خود بود . حال اين ما فوق هر كه مىخواهد باشد . البته اين وفادارى وابسته بود به رفتار ما فوق . هر چند اين مأموران ، به هنگام لزوم ، در كارشكنى و ايجاد موانع و خرابكارى استادانه چيره دست بودند . اخيرا گفته مىشود كه يكى از علل زوال قدرت مغولان و انگليسىها اين بود كه نتوانسته بودند وفادارى مثبت اين قشر از مأموران دولتى را حفظ كنند . روى هم رفته مىتوان گفت اينان نسبت به رهبرى و رفتار مناسب واكنش مثبت نشان داده و در بيشتر دورهء مغولان ، با صميميت به نظام خدمت كرده بودند .
از مأموران دولت چه وابسته به مركز و يا محلى كه بگذريم ، موضوع نيروى مسلح مطرح بود . قسمت عمدهء سپاه تشكيل مىشد از واحدهايى كه توسط منصبداران فرماندهى مىشدند . چند عامل باعث مىشد منصبداران نتوانند نيروهاى مسلح تحت فرماندهى خود را عليه دولت و حكومت به كار گيرند . يكى اين كه منصبدار معمولا روى املاكى كه منبع درآمد و عايدى او بود استقرار نداشت . نكتهء ديگر فقدان رابطهء موروثى ميان فاميل منصبدار و املاكى بود كه عايدات آن به وى واگذار شده بود . عادت منصبدار به خودنمايى ، و صرف وجوهات براى پيشبرد مقاصد خود در دربار ، مانع آن بود تا چنان كه بايد و شايد به نيازهاى مالى افراد تحت فرماندهى خود برسد . از سوى ديگر مغولان تنها به اين واحدهاى مسلح متّكى نبودند . اكبر هميشه دوازده هزار سوار پا به ركاب در خدمت داشت كه شخصا هزينههاى آنها را تأمين مىكرد تا در مواقع اضطرارى به كار آيد . از اين گذشته هفت هزار جوان نجيبزادهء حاضر به خدمت در اختيار داشت كه تقريبا نقشى شبيه به آجودان بر عهده داشتند . تعداد زيادى هم فيل بود كه بيشتر به كار حمل و نقل توپخانه مىآمد ، تا شركت در نبرد واقعى . سرانجام و از همه مهمتر توپخانهاى كه تازه پيدا شده بود انحصارا زير فرمان مستقيم شاه بود . با آن كه توپخانه سنگين و كند و بىكفايت بود امّا به راحتى مىتوانست حصارهاى قلاع و دژهاى سركشان و ياغيان را خراب كند .
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 51
مساهمون: روميلا تاپار
ص٥١