و يا پنچايات روستايى رجوع مىكردند . در نواحى روستانشين محاكم دولتى تنها در مراكز بخشها و يا شهرهاى كوچك وجود داشت . مأموران حكومت مركزى به جنايات مهم ، مانند سرقتهاى مسلحانه و يا مانند آن رسيدگى مىكردند . نظم و امنيت روستاها معمولا توسط ريش سفيدان محل ، كه براى اين امر رسوم خاص و جالب داشتند ، حفظ مىشد . گاهى هم توسط نمايندهء مالك عمدهء محل . بنابراين ارتباط روستائى با حكومت ، توسط مأمور جمعآورى ماليات كه او را نقره داغ مىكرد و يا قاضى دعوا و يا فرمانده نيروى انتظامى كه او را مىچاپيد ، بود . اين كه در دهلى چه كسى حكومت مىكرد براى روستايى بىاهميّت بود . مىخواهد مغول باشد و يا هندو يا انگليسى .
آنچه موجب دغدغه و تشويش او بود خرمن بود ، باران موسمى بعدى ، و از راه رسيدن مأمور وصول ماليات .
قدرت حكومت سرتاسر پهناى جامعهء هندو - مسلمانان را مىپوشاند .
مانند شبكهاى از سيمكشى برق سياسى . حال بايد ديد نيرويى كه در شبكه جريان مىيافت ، تا آن را به كار اندازد و در صورت لزوم از آن محافظت كند ، كدام بود . راجع به منصبداران ، كه تمام مقامات بالاى ادارى ايالات و ولايات را در اختيار داشتند سخن گفتيم . اينان وسيلهء اجراى منويات حكومت مركزى بودند . زيردست آنان در سرتاسر هند مأموران جزء قرار داشتند كه اكثر آنان از هندوان بودند . اگر كارمند مسلمانى از خود لياقت و كاردانى نشان مىداد با سرعت مدارج ترقى را مىپيمود . اگر بىلياقتى نشان مىداد با سرعت جاى خود را به كارمندى هندو تبار مىداد . پس ادارهء امور روزمرهء كشور عمدتا در دست هندوان و كاستهاى دبيران ( برهمنها و كاياستها ) بود . اين همان وضعى بود كه هنگام سلطه تركها رواج داشت . امّا نه اين چنين بانظم و انضباط . پس از مغولان انگليسىها نيز آن را حفظ كردند . اين مأموران دولتى نقش عمده در ادارهء امور داشتند زيرا از نوعى همبستگى و استقلال درونى برخوردار بودند . پايهء اخلاق اجتماعى آنان وفادارى كامل نسبت به ما فوق
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 50
مساهمون: روميلا تاپار
ص٥٠