خودنمايى و داشتن انبوه ملازمان و همراهان و انجام امور عام المنفعه از ساختن مسجد و چاه آب و كاروانسرا گرفته تا باغهاى دلپذير و خانههاى ييلاقى و آرامگاههاى باشكوه . پس اشرافيت دربار مغولان هند ، كه نجباى رسمى به شمار مىآمدند ، در حالى كه به صورت طبقاتى موروثى بود به صورت فردى موروثى نبود . هر چند صاحب تيول و اقطاع بودند در ضمن فئوادل هم محسوب نمىشدند .
قشر منصبدار در اطراف هند پراكنده بود تا بر دستگاه ادارى مديريت و سرپرستى كند . اكبر هند را نخست به دوازده و سپس هيجده ايالت كه به هندى سوباه خوانده مىشود تقسيم كرد . هر سوباه به چندين ساركار و هر ساركار به چند بارگانا تقسيم مىشد . اين همان تقسيم بندى است كه بعدها انگليسىها نيز آن را پذيرفتند . در اين تقسيمبندى اصل تقسيم قدرت و مسئوليت رعايت مىشد . در سوباه و تقسيمات كوچكتر دو نوع كارمند ادارى خدمت مىكرد ؛ كارمند حكومتى و مالى . كارمند حكومتى مسئول نيروهاى انتظامى و حفظ امنيت و اجراى قوانين بود . كارمند مالى به جمعآورى مالياتها و عوارض مىپرداخت و برآورد و ارزيابى درآمدهاى ارضى را بر عهده داشت . مأمور حكومتى از شأن و مقام بالاترى برخوردار بود . امّا چون منبع عمدهء درآمدهاى دولتى مالياتها و درآمدهاى زراعى بود وجود و حضور كارمند مالياتى نيز واجب مىنمود . آنچه اتكاى متقابل اين دو را به يكديگر كامل مىكرد اين بود كه ديوان يا كارمند مالى مىبايست تمام وصولىهاى خود را به دهلى بفرستد . دهلى بود كه هزينههاى سوباهدار را نقدا تأمين مىكرد . كارآمدى اين نظام در اين بود كه ديوان نمىتوانست سركشى كند زيرا هر چند پول و تداركات در اختيار داشت امّا نفر نداشت . از سوى ديگر سوباهدار نيز نمىتوانست طغيان كند زيرا هر چند نفر در اختيار داشت اما پول و تداركات نداشت .
از ديدگاه تودههاى ساكن روستاها دولت و حكومت عبارت بود از
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 48
مساهمون: روميلا تاپار
ص٤٨