كوشيدند . يكى از حياتىترين و حساسترين بخشهاى اين دستگاه ادارى با كفايت منصبداران بودند كه بيش از اين ذكر آنها آمد . عملا كار چشم و گوش شاه را انجام مىدادند . منصبدار روغنى بود كه گردش چرخهاى دستگاه ادارى را نرم و ممكن مىساخت . شاه براى ادارهء منصبداران وسايل متعدد به كار مىبرد . به آنها مقررىهاى سنگين مىپرداخت ، امّا به صورت پول نقد ، تا پايگاه ملموسى براى طغيان و سركشى پيدا نكنند . جانشينان اكبر اين روش را گران و پرزحمت يافتند . درآمدهاى اراضى را به منصبداران اختصاص دادند . به عبارت ديگر زمين را به تيول آنان واگذار كردند تا از عوايد آن به جاى مستمرى نقدى استفاده كنند . از دو راه درصدد جلوگيرى از خطرات آشكار اين روش برآمدند يك راه نوبتى كردن مناصب بود . كمتر اتفاق مىافتاد كه يكى از صاحب منصبان عليرتبه مغولان مانند فرمانداران ايالات و ولايات بيش از دو يا سه سال پشت سر هم در يك محل خدمت كند . ديگر موروثى بودن تيول بود . واگذارى زمين فقط براى مدت حيات بود . نسل بعد مىبايست دوباره از پايينترين رتبههاى ادارى شروع كند . در طول عمر نيز در پرداخت مستمرىها و مقررىها نيز هميشه تأخير مىشد . بنابراين منصبدار مورد بحث هميشه مىبايست از خزانهدارى مساعده بگيرد تا بتواند امورات خود را بگذراند . پس از مرگ منصبدار هر كس و از هر مقامى كه مىخواست باشد كليه اموال و دارايىهاى او مهروموم مىشد تا حساب مساعدههايى كه گرفته بود تصفيه شود . به عبارت ديگر نوعى ماليات بر ارث صددرصد از رؤسا و بزرگان گرفته مىشد . امرا و رؤسايى كه در دستگاه ادارى مغولان مشغول بودند به خوبى از سرنوشت مالى خود خبردار بودند .
بنابراين در خرج كردن راه افراط مىپيمودند . اگر قرار بود ارثيهاى براى بستگان و خويشان خود نگذارند لااقل تا وقتى كه زنده بودند يا در رفاه زندگى كرده و يا منابع هنگفت را صرف امور خيريه مىكردند تا نام نيكى از خويش به يادگار گذارند . بنابراين امرا و رؤساى مغول شهرت يافتند به
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 47
مساهمون: روميلا تاپار
ص٤٧