تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥

3 شاهنشاهى مغولان

نوشته‌هاى سياحان اروپايى افسانهء شكوه و جلال شاهنشاهى مغولان را در اروپاى معاصر بر سر زبان‌ها انداخت . در اواخر سدهء هفدهم نمىشد اروپايى تربيت شده‌اى را يافت كه از داستان سفاكىهاى اورنگ‌زيب براى رسيدن به تخت و تاج سلطنت و يا شكوه و ثروت دربار او بىخبر باشد . علت دوام اين افسانه هند از يك سو بدان جهت بود كه حكومت مغولان چنان به درازا كشيد كه به صورت بخشى از واقعيت پذيرفته شده در آمد . از سوى ديگر هر چند اينان هندى تبار نبودند امّا هندى شناخته مىشدند . اثر حكومت مغولان در سرتاسر هند ، بجز در دورترين نقاط جنوب ، كرانه‌هاى مالابار ، باقى مانده است . ميان پرده‌اى است مستقل يا نيمه مستقل ميان حكومت كاملا بيگانهء ترك‌هاى آسياى مركزى و تسلط بسيار بيگانه‌تر انگليسىها . براى هندى ملىگراى امروزى ، از اين زاويه ، دوره‌اى است حائز اهميت فراوان . شايد آن فرد هندى كه ملىگرايى او به حد افراط برسد اورنگ‌زيب را از ميان استثنا كند . با اين همه بايد به ياد آورد كه هند شاهان مغولى همان اندازه با هند واقعى تفاوت داشت كه چين دورهء قوبلاى قاآن ، كه ماركوپولو وصف آن را در سدهء چهاردهم آورده است ، با چين روزگار باستان اختلاف داشت . در هر دو اين موارد جامعهء مورد بحث را پردهء نازكى از فرهنگ بيگانه پوشانده بود .
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 45 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده