آشوكا دو شخصيت جهانى بودند كه سرزمين هند ، پيش از سدهء بيستم ، در دامان خود پروراند . پسرش در وصف او چنين مىگويد :
اندامى متوسط داشت . گندمگون بود با چشمان و ابروان سياه . بيش از آنچه نكوروى باشد خوش اندام بود . سينهاى پهن و بازوانى دراز داشت . بر روى منخرين چپ ، خالى گوشتى به اندازهء يك لپه داشت كه قيافهشناسان آن را دليل بر توانگرى و كسب افتخارات مىدانستند .
صدايش رسا بود . به هنگام گفتوگو و محاوره سليس و بذلهگو . از سيما و هيبتش فرّ آسمانى ساطع بود .
به هنگام شروع كاميابىهاى اكبر در شمال و مركز هند ديگر مناطق هند از قلم افتاد . در توجيه اين غفلت بايد يادآور شد سرنوشت هند را در دو قرن بعد آنچه اكبر در شمال انجام داد ، رقم زد . امّا رويدادى كه در جنوب اتفاق افتاد بايد يادآور شد ، زيرا بر آنچه در پيش بود تأثير گذاشت . مراد سرنوشت سلطاننشين با اهميت هندى ويجاياناگار است كه بر سرزمين واقع ميان رودهاى كيستانا و تونگابهادرا و ساحل دريا ، در دماغهء كومورين ، مسلّط بود .
شرح پيدايش و پيشرفت اين سلطاننشين در جلد اول آمد . حال بايد متذكر چگونگى زوال و نابودى آن شد . كشمكشهاى دائمى آن با سلطاننشينهاى مسلمان سرزمين دكن منجر به نبرد فاجعهانگيز تاليكوتا در سال 1565 شد .
پايتخت « ويجاياناگار » تصرف و غارت شد . هر چند اين سلطاننشين سالهاى سال به حيات خود ادامه داد ولى هيچ گاه شكوه و قدرت سابق خود را باز پس نيافت . سلطاننشينهاى مسلمان به تجاوز خود رو به جنوب ادامه دادند . راه را براى مغولان در سدههاى هفدهم و هجدهم باز كردند . اگر نبرد تاليكوتا نتيجهاى معكوس داده بود انگليسها و فرانسوىها در سدهء هجدهم با سلطاننشين نيرومند هندى روبرو مىشدند كه معادل شاهنشاهى مغولان در شمال شبهقاره بود .
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: روميلا تاپار
ص٤٤