تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
حساس موجبات آزردگى شديد خاطر مردم جنوب هندوستان فراهم آيد . اغتشاشات اوائل سال 1956 ، در جنوب ، ثابت كرد كه واهمهء نهرو بىاساس نبوده است . در زمينه سياست خارجى دست نهرو تا سال 1956 ، كه در مجارستان عليه شوروى قيام شد و تا مدت‌ها پس از آن ، به كلى باز بود . كشور هند مىخواست نقشى كامل در صحنه سياست بين المللى بر عهده بگيرد تا با آن چون يكى از قدرت‌هاى جهانى برخورد شود . اين كه چگونه اين نتيجه حاصل مىشد به عهده نهرو گذاشته شده بود . اصولى را كه راهنماى او بود شايد بتوان چنين خلاصه كرد : استقلال ملى ، ضديت با استعمار ، بىطرفى و عدم تعهد نسبت به هر دولت ابر قدرت . اصل استقلال ملى در مورد شبه قاره صادق بود زيرا در نظر نهرو مرز واقعى هند بايد محدود شود به ملت‌هاى همسايه . فرانسه و پرتقال به ترتيب مستعمرات پونديشرى و گوآ را در هندوستان صاحب بودند . فرانسويان پيش قدم شدند و خود داوطلبانه پوندشيرى را تحويل دولت هند دادند . اما پرتقالىها سرسختى به خرج داده و مقاومت كردند ، سرانجام در سال 1961 با زور نيروى مسلح از گوآ بيرون رانده شدند . اين عمل ، كه شايد ناشى از بىصبرى ملى بود ، به‌هرحال نديده گرفتن يك طرفه قوانين بين المللى بود و تا اندازه‌اى باعث بدرنگى چهرهء هند در دنياى مغرب شد . در همين چهارچوب كشور نپال نيز در موقعيتى دشوار قرار دارد . از نظر جغرافيايى بخشى از شبه قاره هند است ، اما از نظر سياسى استقلال دارد . هند استقلال نپال را به رسميت شناخته است . گاهى هم در امور داخلى آن كشور مداخله كرده كه نتايج مطلوبى به دست نيامده است . روابط با برمه و سيلان نيز چنان كه بايد و شايد گرم و صميمانه نيست . به عنوان كسى كه تمام عمر با امپرياليسم جهانى مبارزه كرده است نهرو هميشه نسبت به قدرت‌هاى امپرياليستى سابق سوءظن دارد . چنان مىنمود كه مىپندارد اگر بىنهايت خوش‌بين باشيم امپرياليست‌هاى سابق محكومينىاند ، كه به علت
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 351 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده